تفاوت بین الگو و مدل در پژوهش (Pattern vs Model)

تفاوت بین الگو و مدل در پژوهش (Pattern vs Model)

این سوال بارها در کلاس های کمی و کیفی آکادمی تحلیل آماری پرسیده شده است.

که مثلا در آزمون جامع از من پرسیدند چه فرقی بین الگو و مدل وجود دارد اما پاسخ های من استاد مربوطه را قانع نکرد. یا در جلسه ارائه پروپزال از عنوان ایراد گرفته شد که چرا بجای ارائه مدل ارائه الگو ننوشتی و یا بالعکس. و یا در آزمون مصاحبه دکتری از من سوال شد و ………..

قبل از شروع بحث دقت شود گاهی در برخی نوشتار ها برای پاسخ به این سوال بحث چارچوب یا چارچوب نظری theoretical framework آورده می شود که باعث خلط مبحث و عدم فهم تفاوت این دو مفهوم در پژوهش می گردد.اگر بخواهیم به چیستی چارچوب نظری به زبان ساده بپردازیم و آن را جهت عدم تداخل با بحث اصلی کنار بگذاریم بهترین تعریف را برایانت در سال 2017 ارائه نموده است. چارچوب نظری از نظر او مجموعه ای از مفاهیم کلیدی ، مدل ها و فرضیاتی است که پروژه شما را هدایت می کند ، توضیح می دهد و نشان می دهد که کار شما در ایده های مستقر، استوار است. یک چارچوب نظری قوی نشان می دهد که چرا شما برای پاسخ به سؤال تحقیق خود رویکرد خاصی را انتخاب کرده اید . همچنین مبنای روشنی برای تفسیر و درک اهمیت یافته های شما فراهم می کند(مرادی و میرالماسی، 1398، 39)

تفاوت بین الگو و مدل در پژوهش (Pattern vs Model)  بپردازیم. بسیاری چه در داخل کشور و چه در خارج این دو واژه را مترادف با هم به کار می برند و برخی نیز تفاوت هایی را ذکر کرده اند که در هنگام مباحث عملیاتی شمول آن برای هر دو وجود داشته و چندان متمایز کننده PATTERN به عنوان الگو  و MODEL مدل نمی باشد. اما چندی پیش کتابی را ار مارکیج 1996 مطالعه می کردم که در یک عبارت و سپس توضیحاتی اندک به روشنی این دو مفهوم را از تمیز داد.

آن عبارت این بود: ” تفاوت الگو در برابر مدل همان تفاوت بین علوم کامپیوتر و علوم اجتماعی است”

مدل مانند یک معادله کلی یک خط مثل Y = ax + b است در حالی که الگو ها مانند یک معادله خاص و مشخص مثل Y = 3X + 4 می باشد.

یعنی در پژوهش های  علوم دقیق مفهوم الگو بسیار برای کشف دانش صحیح تر خواهد بود. زیرا محقق با الگوریتم ها و فرایند هایی مثل خوشه بندی یا یادگیری ماشین را که در حقیقت همان الگوها هستند را توسط مجموعه ای از داده ها  ارزیابی کرده و به کسب دانش می رسد و یا در مقام اکتشاف اساسا این الگو ها را خود ارائه می دهد. دانش در این تعریف صرفا کاربر گرا و دارای دامنه ای خاص است و همانطور که در معادله دوم دیدیم، با هر عملکرد و آستانه ای که کاربر انتخاب می کند تعیین می شود.

مدل ، برسی از واقعیت و یا نمایش نظری و ساده شده ازجهان واقعی می باشد.اما واژه الگو یا نمونه برای ساده تر وقابل فهم کردن پدیده ها، به تنظیم عناصرآن پدیده و ایجادنظمی درآن ها، می پردازدوآن را شکل یک طرح منطقی و یک پیکره درمی آورد.  در واقع مدل ها زمانی که توانسته باشند عناصر و روابط بین سازه و متغیر ها و بطور کلی پدیده ها را خارج از استثنا نمایند می توانند تبدیل به الگو شوند.

از این رو اگر محقق قرار است یک فرایند منظم همیشگی یا یک الگوریتم که هر بار داده ای وارد آن می شود نتایج قابل انتظار کاربر را می دهد ارائه نماید در عنوان پژوهش خود از ارائه الگو استفاده کند. اما زمانی که قرار است بخشی از واقعیت که شامل روابط علی و یا همبسته و یا مقایسه سنجی های متفاوت بین عناصر پدیده ها و سازه و متغیر ها را که در هر جامعه ای می تواند نتایجی متفاوت را تجربه نماید و تنها به محقق شکل تقلیل یافته و ساده شده ای از واقعیت را ارائه می کند، از واژه مدل استفاده نماید.

در علوم انسانی و اجتماعی به واسطه ی تحقیق بر روی انسانی که نمی توان رفتار او را پیش بینی دقیق نمود و کنش و واکنش های متقابل او با جهان ساخت های اساسی یک واقعیت را می سازد معادله کلی Y = ax + bیعنی ارائه مدل واژه درست تری خواهد بود. اما در همین علوم اگر توانسته باشیم از طریق الگوریتم ها و فرایند ها این واقعیت کلی را ساده تر و قابل پیش بینی تر نماییم می توانیم  از مدل ها الگو ها را تولید مثل نماییم.(مرادی، میر الماسی، 1398، 45-46)

 

خواندن این مقالات توصیه می شود.

چارچوب نظري در تحقیقات علوم اجتماعی

آموزش تحلیل متغیر میانجی در مدل

مدل های بازگشتی در ایموس

مدل های MIMIC در مدل سازی معادلات ساختاری

از کپی کردن مطالب سایت یا کانال بدون ذکر منبع خودداری شود.

آدرس کانال تلگرام: https://telegram.me/analysisacademy

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

sop

همه آنچه باید در مورد SOP و نوشتن آن بدانید

همه آنچه باید در مورد SOP و نوشتن آن بدانید SOP چیست؟  SOP یا  Statement …

2 دیدگاه

  1. شاگرد کلاس کیفی شما

    استاد در آخر مطالب گفتید اگر با الگوریتم ها و فرایندها اگر بتوانیم واقعیت کلی را ساده تر و قابل پیشبینی تر کنیم می توانیم کلمه الگو را بگوییم. ممکنه کمی عملیاتی تر بفرمایید که در یک کار کیفی که مثلا میخواهیم پدیده ای پیامدهایش و بعد و غیر را کشف کنیم چگونه و منظورتان” از الگوریتم را ببنیم که می تواند واقعیتی را ساده تر کند” در حین کار بررسی چه موردی هست؟ و کلمه پیش بینی را تا جایی که یادم هست در کلاسها برای کار کمی بوده حال من که کار کیفی مدل را در پیش دارم چگونه و از چه پروسه ای باید بفهمم که کار من اسم الگو باید بخورد نه مدل؟ لطفا رفرنس کامل کتاب شما را بگذارید که بتوانیم بخوانیم متاسفانه کتاب شما را نتونستیم پیدا کنیم.تشکر

    • خیلی پیچیده نکن. مسئله انقدر پیچیده نیست. همانجور که گفتم در رشته های علوم انسانی عمداتا ما با مدل روبرو هستیم چون با رفتار انسان طرفیم و این موجودیتی که از ابعاد یا روابط یا تعاملات علی را کشف می کنیم در هر جامعه و نمونه ای ممکنه پاسخ متفاوتی داشته باشه. اما این به معنی نبودن الگو در علوم انسانی نیست. مثلا فرض کن ارائه الگویی برای آموزش کاکنان شرکت.
      این الگوست و مدل نیست. چون همواره مراحل و الگوریتمی داریم تقریبا ثابت: مثلا 1 . نیاز سنجی آموزشی کارکنان 2. ایجاد سرفصل های آموزشی 3. تعریف ساعات و برنامه بر اساس سر فصل ها 4 . انتخاب استاد 5. برگزاری دوره 6 گرفتن بازخورد
      این یه مثال بودا دوستان نکته سنج نیان بگن این مرحله هم بود این نبود. می بینی که از اون میشه تو هر سازمانی استفاده کرد.
      اما مدل ها اینطوری نیستند. ممکنه در یک جامعه آماری این مولفه یا پیامد یا پیشایند باشه ممکنه نباشه. ممکنه شدت تاثیر فلان عامل کمتر باشه یا بیشتر باشه یا اصلا عکس باشه. واسه همین من اون دو معادله رو نوشتم. اون دو معادله رو من دیدم از خوشحالی تا صبح خوابم نبرد. چون خیلی ها این دو مفهوم رو تعریف کردند اما همه جابجا و بی ارتباطه و بدتر باعث سردرگمی میشه. اما اون دو معادله مثل دو بیت شعره که اندازه ی یک کتاب حرف توشه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آکادمی تحلیل آماری ایران

پیوستن به کانالی آموزشی
CLOSE