درآمدی بر روش تحقیق مقایسه کیفی در مطالعات جامعه شناختی

درآمدی بر روش تحقیق مقایسه کیفی در مطالعات جامعه شناختی

 روش  تحقیق کیفی يكي از مهمترين و پركاربردترين روش هاي علوم اجتماعي كلان نگر است كه به دنبال پاسخ دادن به پرسش هاي بزرگ مي پردازد و در سطح مياني و كلان  واحدهاي مشاهده و سطح تحليل خودرا مورد بحث قرار مي دهد. در واقع در علوم اجتماعي  اين تحقيقي در پي بررسي تفاوت و تشابه در بين كل ها و ترتيبات اجتماعي است. تحليل روش تطبيقي علاوه بر توصيف و تبيين مشابهت ها و تفاوت ها شرايط و پيامدها واحدهاي اجتماعي كلان و بزرگ مقياس همچون ملت ها، جوامع و كشورها را مورد مطالع قرار داده است.

در اين  تحقيق مقايسه جوامعي كه داراي ماهيت و ساخت هاي يكسان و مشابه ( مورد محور- كيفي) و تطبيقي جوامعي كه داراي ماهيت و ساختار متفاوت ( متغير محور- كمي) مي باشند مورد بحث قرار مي گيرد. با توجه به اين مسئله مي توان به دو صورت تطبيق دروني و بيروني پديده هاي اجتماعي را در واحدهاي كلان اجتماعي مورد بحث و تفسير قرار داد، بر همين مبنا، گذار از نظريه هاي عمومي و رسيدن به نظريه هاي ساختاري در حوزه جامعه شناسي بالاخص (جامعه شناسي تاريخي- انقلاب- سياسي- سازمان ها- توسعه و تغييرات اجتماعي) اهميت روش تحليل تطبيقي را دوچندان كرده است؛ بر اين اساس حجم نمونه واحدها يا نمونه هاي مورد بررسي از نكات مهم و اساسي اين نوع تحقيق است كه مطالعه تحقيق تطبيقي كمي را با موارد زياد در قالب ( Nبزرگ) و مطالعه تطبيقي كيفي را با موارد محدود (N كوچك) مورد تفسير و تبيين قرار  مي گيرد.

بر اين  اساس مطالعه تحقيقاتي در بررسي پديده هاي اجتماعي در قالب طرح هاي پژ‍وهشي شبيه ترين و در عين حال متفاوت ترين نظام با روش هاي توافق و اختلاف  مورد بحث  مي باشد. منطق پژوهشي اين تحقيق بر اين امر استوار است كه، ماهيت پديده هاي اجتماعي را نمي توان بر اساس رويكرد ميكانيكي و ساده انگارانه سازگارنمود، بلكه بر اساس يك پيكربندي و درك روابط زنجيره اي علل همراه با يك رويكرد وابسته به تحليل هاي تاريخي و اجتماعي  در قالب سير تحول زنجيره اي و احتمال گرايانه بايد پديده اجتماعي را مورد تفسير، تشريح و تبيين قرار داد؛ و بايد از رويكردها تفريدي و انقطاعي در ساختار پديده اجتماعي برحذر بود. مهمترين تكنيك تحقيق كيفي تطبيقي كه در بررسي تحليلي پديده هاي اجتماعي از جمله مباحث جامعه شناسي سياسي- تاريخي و انقلاب در اين نوع تحقيقات مورد توجه قرار گرفته است، جبر بولي است، كه توسط راگين در كتاب  راهبردهاي كمي و كيفي روش تطبيقي خود مورد بحث و تشريح قرار گرفته است. اين تكنيك بر پايه مقايسه اسمي استورات ميل به صورت مقوله هاي دو ارزشي توانسته فرضاً پديده انقلاب را از طريق روش شناسي ضمني و تلويحي تحقيقات تطبيقي- تاريخي مورد تبيين و تفسير قرار دهد.

در اين تكنيك محققان مي توانند به وارسي تركيب هاي متفاوت از تبيين كننده هاي پديده  بله عنوان علل يك نتيجه ( معلول واحد)  دست يابند. اين تكنيك داراي ده ويژگي منحصر به فرد است كه براي تحليل مجموعه داده هايي با N متوسط ( 10 تا 50 مورد) به كار مي رود. همچنين با توجه به تشريح اين تكنيك در تبيين پديده اجتماعي نمونه اي از  كاربست هاي عملي اين فن را در حوزه مطالعات اجتماعي واحدهاي كلان و مياني در غرب و ايران بيان مي كنيم.

 

مقدمه

 اين روش يكي از مهمترين و پركاربردترين روش هاي علوم اجتماعي كلان نگر است كه به دنبال پاسخ دادن به پرسش هاي بزرگ مي پردازد و در سطح مياني و كلان  واحدهاي مشاهده و سطح تحليل خودرا مورد بحث قرار مي دهد. در واقع در علوم اجتماعي  اين تحقيقي در پي بررسي تفاوت و تشابه در بين كل ها و ترتيبات اجتماعي است.

   تحليل روش تطبيقي علاوه بر توصيف و تبيين مشابهت ها و تفاوت ها شرايط و پيامدها واحدهاي اجتماعي كلان و بزرگ مقياس همچون ملت ها، جوامع و كشورها را مورد مطالع قرار داده است. در اين  تحقيق مقايسه جوامعي كه داراي ماهيت و ساخت هاي يكسان و مشابه ( مورد محور- كيفي) و تطبيقي جوامعي كه داراي ماهيت و ساختار متفاوت ( متغير محور- كمي) مي باشند مورد بحث قرار مي گيرد. با توجه به اين مسئله مي توان به دو صورت تطبيق دروني و بيروني پديده هاي اجتماعي را در واحدهاي كلان اجتماعي مورد بحث و تفسير قرار داد، بر همين مبنا، گذار از نظريه هاي عمومي و رسيدن به نظريه هاي ساختاري در حوزه جامعه شناسي بالاخص (جامعه شناسي تاريخي- انقلاب- سياسي- سازمان ها- توسعه و تغييرات اجتماعي) اهميت روش تحليل تطبيقي را دوچندان كرده است؛ بر اين اساس حجم نمونه واحدها يا نمونه هاي مورد بررسي از نكات مهم و اساسي اين نوع تحقيق است كه مطالعه تحقيق تطبيقي كمي را با موارد زياد در قالب ( Nبزرگ) و مطالعه تطبيقي كيفي را با موارد محدود (N كوچك) مورد تفسير و تبيين قرار  مي گيرد. بر اين  اساس مطالعه تحقيقاتي در بررسي پديده هاي اجتماعي در قالب طرح هاي پژ‍وهشي شبيه ترين و در عين حال متفاوت ترين نظام با روش هاي توافق و اختلاف  مورد بحث  مي باشد.

   منطق پژوهشي اين تحقيق بر اين امر استوار است كه، ماهيت پديده هاي اجتماعي را نمي توان بر اساس رويكرد ميكانيكي و ساده انگارانه سازگارنمود، بلكه بر اساس يك پيكربندي و درك روابط زنجيره اي علل همراه با يك رويكرد وابسته به تحليل هاي تاريخي و اجتماعي  در قالب سير تحول زنجيره اي و احتمال گرايانه بايد پديده اجتماعي را مورد تفسير، تشريح و تبيين قرار داد؛ و بايد از رويكردها تفريدي و انقطاعي در ساختار پديده اجتماعي برحذر بود.

    مهمترين تكنيك تحقيق كيفي تطبيقي كه در بررسي تحليلي پديده هاي اجتماعي از جمله مباحث جامعه شناسي سياسي- تاريخي و انقلاب در اين نوع تحقيقات مورد توجه قرار گرفته است، جبر بولي است، كه توسط ریگين در كتاب  راهبردهاي كمي و كيفي روش تطبيقي خود مورد بحث و تشريح قرار گرفته است. اين تكنيك بر پايه مقايسه اسمي استورات ميل به صورت مقوله هاي دو ارزشي توانسته فرضاً پديده انقلاب را از طريق روش شناسي ضمني و تلويحي تحقيقات تطبيقي- تاريخي مورد تبيين و تفسير قرار دهد. در اين تكنيك محققان مي توانند به وارسي تركيب هاي متفاوت از تبيين كننده هاي پديده بله عنوان علل يك نتيجه ( معلول واحد)  دست يابند. اين تكنيك داراي ده ويژگي منحصر به فرد است كه براي تحليل مجموعه داده هايي با N متوسط ( 10 تا 50 مورد) به كار مي رود. همچنين با توجه به تشريح اين تكنيك در تبيين پديده اجتماعي نمونه اي از  كاربست هاي عملي اين فن را در حوزه مطالعات اجتماعي واحدهاي كلان و مياني در غرب و ايران بيان مي كنيم.

  طرح مسئله

 روش تطبیقی یکی از روش های  متداول در علوم انسانی می باشد که با گذر از مشکلات و تنگناهای اساسی در ارتباط با مسئله ذات گرایی و تطبیق پدیده های اجتماعی و انسانی در تمام فرهنگ ها و ادیان جهت روشن کردن ابعاد پدیده مورد مطالعه، امکان نقد و داوری دوباره آن را فراهم می نماید؛ و راه را برای گفتگو و تعامل میان فرهنگ ها باز می کند. در حال حاضر در علوم انسانی و اجتماعی روش تطبیقی مبتنی بر فعال و سیال نمودن ذهن تاریخ بشری است، و یکی از روش های فکری رایج و اساسی به شمار می رود.« این روش اساساً بر این فلسفه مبتنی است که حقیقت در کل جهان، تاریخ، جامعه و طبیعت متجلی است. از این رو برای حرکت به سوی حقیقت ناگزیر باید به صورت شناور داده تاریخی ذهن بشر را با همدیگر مواجه سازیم تا امکان پیدایش نکته های جدید فراهم شود. بدین ترتیب روش تطبیقی یکی از راه های پیدایش داده های ذهنی جدید و پیشرفت جامعه انسانی در آینده است. این روش می تواند به طور مداوم برای آینده طرح مساله کند و داده های ذهنی جدیدی را به وجود بیاورد.» (صادقی شهپر،1387: 77-76)

   روش تطبیقی در دانش علوم اجتماعی- انسانی امکان ایجاد دگرگونی های لازم در پدیده های مشاهده شده را به منظور شناخت بهتر آن ها، همانند آنچه در علوم طبیعی صورت می گیرد، مورد توجه قرار می دهد. بنابراین اهمیت کاربرد روش  تطبیقی در علوم انسانی هم از آن جهت است که این دانش ها در تمام موارد نمی توانند به آزمایش و دستکاری عمدی متغیرها بپردازند. و هم به این سبب است که ماهیت پدیده های مورد مطالعه در این علوم تابع  امر نسبی نخواهد بود، به این معنا که هنگامی که بیان می گردد، موضوع الف خوب است، این استتناج بدان جهت نمی باشد که این پدیده هیچ گونه عیب و یا نقصی ندارد، بلکه جهات مثبت این پدیده در مقایسه با پدیده های ب و ج و…. دارای رجحان  است؛ بر این اساس ورود دانش علوم انسانی به مسئله نسبی گرایی، یعنی پذیرش واقعیت و به تبع آن پیدایی جامعه شناسی مقایسه ای یا تطبیقی در حوزه علوم اجتماعی و انسانی موجبات توجه بیشتر به این روش ها را فراهم می سازد.

 با توجه به این مباحث این روش دارای دو زیر شاخه مطالعاتی است؛ روش مورد محور و روش متغیر محور. روش های مورد محور جزء روش های تطبیقی کلاسیک به شمار می آید، این روش ها برای بررسی جامع موارد و پدیده های مشخص تاریخی طراحی شده اند. و آشکارا محصول یکی از اهداف اصلی علوم اجتماعی تطبیقی است. که هدفش تبیین کردن و توضیح دادن تجارب مختلف جوامع، ملت ها، فرهنگ ها و وسایر واحدهای کلان اجتماعی است. راهبرد اساسی این تحقیق به یافته های مشاهده شده متکی است. براین اساس انعطاف پذیری در رویکرد مورد نظر به شواهد به عنوان یکی از خصایص بارز  مطرح است. در حالی که رویکرد متغیر محور تمرکز به شناخت وقایع یا رخدادهای مشخص  می کند،  و به بررسی تناظر میان روابط شناسایی شده در جوامع، کشورها، و تصوراتی که نظریات از پدیده اجتماعی کلان ارائه می نماید.  متمرکز است. از سوی دیگر تکنیک جبر بولی در مطالعه روش تطبیقی ضمن اینکه بیانگر روش شناسی ضمنی و تلویحی تحقیقات تطبیق کیفی بوده، با استفاده از این تکنیک می توان به ترکیب های متفاوت از تبیین کننده ها به مثابه  علل یک نتیجه ( معلول) واحد  رسید. ضرورت به کار گیری این تکنیک  در این است که وقایع اجتماعی به ویژه پدیده های کلان را عموماً توسط ترکیب علّی یا علیت چندگانه  مورد ارزیابی  قرار می دهد.

ضرورت موضوع

    روش تحقیق تطبیقی یا مقایسه ای یکی از مهمترین و پرکاربردترین روش های پژوهش در حوزه مسائل کلان علوم اجتماعی است، که با پرسش های بزرگ سروکار دارد؛ و واحدهای مشاهده شده شده و تحلیل خود را از سطوح میانی و کلان انتخاب می نماید، این حوزه به خصوص در جامعه شناسی تطبیقی و تاریخی از اهمیت بارزی برخوردار است. « روش تطبیقی، که مبتنی بر فهم شباهت ها و تفاوت ها است،یکی از قدیمی ترین روش ها در اندیشة اجتماعی و علوم اجتماعی است.

ارسطو به مقایسه میان دولت شهرهای گوناگون یونان و هردوت به مقایسه میان جهان یونانی و غیر یونانی پرداختند.» ( مک کی و  مارش،1378: 287 به نقل از غفاری،1389) دانیل لیتل در کتاب خود به این مسئله اشاره می نماید که جان استورات میل در کتاب نظام منطق از استدلال علّی( یعنی روش ها ی توافق و اختلاف)  برای بررسی پدیده های تاریخی و تطبیقی بهره می برد؛ و هدف از این روش این است که با مشاهده مکرر پدیده های اجتماعی و تاریخی در  زمان ها و مکان های مختلف، تغییرات و تحول پدیده را مورد بررسی قرار داده  و حتی شرایط مقدم بر وقوع یک حادثه یا علل شکل گیری  واقعه را مشخص کرد. این روش در حوزه مطالعات علوم اجتماعی مورد توجه امیل دورکیم درکتاب قواعد روش جامعه شناختی قرار گرفته است، از دیدگاه او جامعه شناسی بدون مطالعه تطبیقی نمی تواند به عنوان یک شاخه علمی بیان گردد؛ و تبیین واقعه اجتماعی با هر گونه پیچیدگی در صورتی امکان پذیر می باشد که تحول آن را بتوان در انواع اجتماعی مختلف مورد مطالعه قرار داد.« جامعه شناسی مقایسه ای رشته خاصی از جامعه شناسی نیست، خود جامعه شناسی است همین که جامعه شناسی صورت صرفاً وصفی خود را از دست داد؛ و خواست وقایع را مبین سازد به صورت جامعه شناسی مقایسه ای در می آید.» ( دورکیم، 1387: 166) 

با توجه به تعریفی که وی از جامعه شناسی تطبیقی بیان کرده است، حیات اجتماعی از طریق مقایسه و تطبیق واقعیت ها حتی زمانی که در آن به توصیف و ارزیابی محدود گردیم، بازهم معطوف به روش مقایسه ای یا تطبیقی خواهد بود. به نظر اسملسر «حتی توصیف نیز متضمن مقایسه است اگر فرد معینی را به صورت فردی بلند قامت، منصف، مستبد، عصبی یا سازگار توصیف می کنیم، نمی توانیم به سادگی چنین ویژگی هایی را بدون اشاره به افرادی که برخوردار از ویژگی هایی غیر از این صفات اند به کار ببریم، بنابراین زبان خصلت تطبیقی دارد و هر نوع توصیف و تبیینی تطبیقی است. ( اسلملسر،2003: 644 به نقل از غفاری،1389: 2)

این امر بدین معنا است که « کل علوم اجتماعی در پی بررسی تفاوت در بین موجودات انسانی و ترتیبات اجتماعی است و دشوار است که به تحلیلی در علوم اجتماعی بی اندیشیم که تطبیقی نباشد، حتی در روش آزمایشی که با دو گروه کنترل و گواه مواجه ایم و در پی بررسی تفاوت بین این دو گروه، آیا کاری جزء تحلیل تطبیقی صورت می دهیم؟» ( غفاری،1389: 2) دروکیم با توجه به اینکه این روش را مناسب ترین روش برای جامعه شناسی می داند، صور مختلفی را برای آن مطرح می نماید، که عبارتند از: « 1- روش بقایا که به نظر او این روش مختص علوم پیشرفته است که دارای قوانین پایدار و شناخته شده ای است.2- روش توافق و تمایز؛ 3- روش تغییرات متقارن. از میان این سه روش مطرح شده مناسب ترین آن برای تحقیق در جامعه شناسی روش تغییرات متقارن است و دلیل برتری این روش را این گونه مطرح می کند. الف) از درون به پیوند علّی می رسد. ب) با آن می توان مدارکی را به کار برد که بهتر انتخاب و نقادی شده است.» (دورکیم،1387: 167)

   دورکیم بر مبنای این روش دو نوع  تطبیق را از یکدیگر متمایز می نماید. « یکی مقایسه بر اساس مشابهت ها، مانند مقایسه جوامعی که دارای ماهیت و ساخت های یکسان و مشابهی هستند. و دیگری مقایسه بر اساس تفاوت ها، مانند مقایسه جوامعی که دارای ماهیت و ساخت های متفاوتی هستند. در نتیجه روش تطبیقی روش کشف اشتراک ها و افتراق ها در میان واقعیت ها و فرایندهای اجتماعی است. پس تحلیل تطبیقی بررسی اشتراک ها و افتراق ها بین یک یا چند واحد اجتماعی در فضاهای زمانی و مکانی مختلف است که از آن تحت عنوان تحلیل تطبیقی طولی و عرضی یاد می شود. بدیهی است که واحدهای اجتماعی مورد مطالعه می توانند در مقیاس و سطوح تحلیلی خرد، میانی و کلان اختیار شوند. البته استفاده از روش تطبیقی در مقیاس کلان از مقبولیت و طرفداران بیشتری برخوردار است. » ( غفاری و همکار،1389: 55-54) 

پایه و اساس انتخاب "MSSD "(  مقایسه بر اساس ساخت های یکسان و مشابه) یا  " MDSD" ( مقایسه بر اساس تفاوت ها) مهم است. معیارهای مختلفی برای مقایسه ساخت هایی با ماهیت یکسان و مشابه و مقایسه ساخت هایی با ماهیت متفاوت جوامع می توان در نظر گرفت. یکی از این معیارها بُعد مرزهای جغرافیایی است به عنوان مثال مطالعات مناطق اصلی کشورهایی که بر اساس پیشینه، فرهنگ، مذهب، نهادهای سیاسی و … ویژگی های  مشترکی دارند و در نتیجهMSSD   نام دارند و مناطق زیر مجموعه یا فرعی مانند صحرای آفریقا، اروپای شرقی، اروپای غربی، آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی، کشورهای حوزه کارائیب. از دیگر معیارها می توان به گروه های طبیعی اشاره کرد؛ گروه های طبیعی یا تمامی جهان بشریت. این مطالعات شامل کشورهایی می شود که گروه نسبتاً همگون و مشابه را براساس میراث مشترک شکل می دهند. برای مثال کشورهای اسکاندیناوی و یا  دولت های دموکراسی انگلو ساکسون وست مینستر. 

و… در نتیجه MSSD  در این نوع تحقیقات  نامیده می شود. از دیگر ملاک ها برای ساخت های مقایسه بر اساس تفاوت ها می توان به معیار اقتصادی و سطح پیشرفت اقتصادی کشورها و جوامع توجه کرد؛ در نتیجه مقایسه تطبیقی با ساخت های متفاوت بوجود می آید. (MDSD) مانند کشورهای (OECD)، جهان غرب و کشورهای پیشرفته صنعتی. یا می توان از بُعد سیستم های دولتی به اینگونه ساخت ها برای مطالعات تطبیقی تمرکز نمود مانند دولت های دموکرات، غیر دموکرات، دولت های نظامی، سیستم جمهوری، سیستم های پارلمانی و نظام های آندام وار. یا حتی می توان از نمونه های تصادفی کشورهای جهان برای شناخت این نوع مقایسه بهره مند بود. مانند مقایسه دولت های دموکرات با غیر دموکرات و یا کشور های آفریقایی با کشورهای آسیایی.

 مک کی و همکارش به دو علّت ضرورت تحلیل تطبیقی را مورد اهتمام قرار داده  اند؛ این دو علّت عبارت از الف) اهتمام به این روش برای پرهیز و دوری از تحلیل قومدارانه، که بسیار موثر است. زیرا مقایسه قدرت توصیف متن و آگاهی محقق را افزایش داده و این مسئله باعث می شود تا محقق ازتحلیل قومدارانه دور گردد. ب) ضرورت مطالعه این روش برای ایجاد آزمون و شکل دهی مجدد به نظریه ها، مفاهیم و فرضیه ها، مورد نظرمی باشد. با توجه به این دو مسئله ، روش تحلیل تطبیقی با تنوعی از رویکردها در درون و بین رشته های گوناگون علمی ضرورت بیشتری  می یابد.

  ضرورت به این روش در دوره های اخیر مطالعات علوم اجتماعی جایگاه محوری به این روش بخشیده است، زیرا تحلیل تطبیقی اساس و جوهرة بسیاری از روش های تحقیقی در علوم اجتماعی می باشد. ضرورت گذار از نظریه های عمومی به نظریه های ساختاری در حوزه جامعه شناسی انقلاب، جامعه شناسی سیاسی و تحولات اجتماعی و فرهنگی توجه به روش و تحلیل تطبیقی را دو چندان ساخته است. به نظر گلدستون« نظریه های عمومی انقلاب توان درک تفاوت ها را ندارد. بنابراین پژوهشگران برای بررسی ریشه های انقلاب ها توجه خود را از نظریه های عمومی خشونت سیاسی به مطالعات تاریخی و تطبیقی در خصوص ساختار انواع متفاوت دولت ها، و روابط کشاورزی معطوف نمایند.» ( گلدستون،1385: 20)  علاوه بر این کسانی همچون تدا اسکاچپول در بررسی انقلاب های اجتماعی به خصوص در کتاب دولت و انقلاب های اجتماعی، برینگتون مور در کتاب ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی، کرین برینتون در کتاب کالبد شکافی چهار انقلاب از روش تطبیقی و تحلیلی استفاده نموده اند.

 در خصوص ضرورت فنون کاربردی این روش درحوزه تغییرات اجتماعی و فرهنگی، دانیل بیتس و فرد پلاگ از منظر انسان شناسی اشاره به این می کنند که « 1- روایت های شفاهی یعنی پرسیدن از پاسخگویان بومی در این باره که زندگی شان در گذشته چگونه بوده است و چرا و چگونه جهان شان دگرگون شده است؛ 2- اسناد تاریخی و ثبتی جوامع برای شناخت زمان به نسبت دقیق  دگرگونی در میان یک جمعیت و دلایل آن کمک می کند3- بررسی های مجدد و بازدید از میدان تحقیق؛ برای مثال " مارگرت مید" مدت بیست و پنج سال پس از بررسی اولیه اش از جزیره مانوس در جنوب اقیانوس آرام دوباره به این جامعه دورافتاده، نانویسا و مبتنی بر خویشاوندی بازگشت؛ 4- بررسی های تاثیر طرح های عمرانی؛ 5- مطالعات باستان شناختی. »از جمله مباحثی هستند که به اهتمام روش تطبیقی با حوزه تغییرات اجتماعی معطوف شده است. ( بیتس و همکار، 1385: 36-729) در حوزه مطالعات جامعه شناختی تغییرات اجتماعی و بکارگیری این روش می توان به فنونی چون مطالعات طولی با استفاده از فن پانل، نظر سنجی ها و پیمایش های دوره ای و به عبارتی بررسی های نسلی اشاره کرد؛ در واقع « مطالعات  طولی در قالب پانل و گروه های سنی امکان بررسی میزان و جهت تغییرات حاصل شده  در ظرف زمانی مورد نظر را فراهم می نماید. داده های حاصل شده در نظر سنجی های  انجام شده در مقاطع زمانی مختلف می توانند زمینه را برای تحلیل مجدد و ثانویه فراهم سازند. یافته های این تحلیل می توانند بیانگر تغییرات اجتماعی حاصل شده باشند، علاوه بر این مقایسه داده های پیمایش های توصیفی و ربطی که مربوط به دوره های زمانی مختلف می شوند نیز می توانند مبنایی برای بیان تغییرات اجتماعی باشند. در پیمایش های توصیفی هدف واقع یابی است، مانند سرشماری ها در یک مقطع زمانی خاص داده های مربوط به ویژگی های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جمع آوری می شوند. ولی در پیمایش های اجتماعی داده هایی از گروه های سنی مختلف جمع آوری می شوند و با مقایسه و تحلیل این داده ها در مقیاس های نسلی به مطالعه تغییرات موجود در جهت گیری ها اجتماعی، ارزشی و فرهنگی نسل های مختلف اجتماعی می پردازند. » ( غفاری و همکار،1389: 56)

 در روش تطبیقی موردی، که چند مورد می توانند در قالب واحدهای کلان، میانی و خرد قرار گیرند، با هم مقایسه می شوند. از این لحاظ ممکن است به صورت گسترده متغیرهای مربوط به به آن ها هویت های متنوعی اختیار کنند. معمولاً با بزرگ شدن موردها، که متشکل از واحدهای کلان مانند تمدن ها را می دهند، از حجم و تعداد آن ها کاسته می گردد، لیکن به تعداد متغیرهای مربوط و مستتر در این واحدها افزوده می شود. زیرا واحدهای بزرگ و کلان مستعد پوشش دادن متغیرهای متعدد و کثیرند و بالعکس با محدود شدن گستره واحدها، هر چند که بر تعداد ان ها افزوده می شود، لیکن این موردها یا واحدها متغیرهای کمتری را تحت پوشش قرار می دهند. بر این اساس جدول ذیل جهت شناخت بیشتر موضوع اشاره به این روابط بین واحدها و گستره آن ها کرده است.

جدول 1. رابطه بین گستره و حجم موارد متغیرها در روش تطبیقی

 گستره موارد

حجم موارد و متغیرها

 نوع موردها بر حسب گستره واحدها

بزرگ/ کلان

 کوچک/ خرد

 حجم مواردها و متغیرها

 موردها

کم

زیاد

متغیرها

 زیاد

کم

 

( اقتباس از غفاری،1389: 3)

 در مطالعات علوم اجتماعی بیشتر مطالعات تطبیقی در خصوص واحدهای کلان و بزرگ انجام  می شود؛ که معمولاً حجم محدودی را شامل می گردد، به هر حال تعداد واحدها یا موارد تحت بررسی نکته اساسی در این روش است، به حدی گفته می شود« مطالعه تطبیقی کمی با موارد زیاد ( N بزرگ) و مطالعه تطبیقی کیفی با موارد محدود ( N کوچک) سروکار دارند. این نوع مطالعات می توانند در قالب طرح های پژوهشی شبیه ترین و در عین حال متفاوت ترین نظام های اجتماعی با روش های توافق و اختلاف صورت گیرند. در جدول 2 نمونه ای از این مطالعات آورده شده است.

 جدول 2. طرح ها و روش ها پژوهش تطبیقی

        روش

طرح

روش توافق

روش اختلاف

طرح پژوهشی شبیه ترین نظام

مطالعه برینگتون مور از ریشه های دموکراسی جامعه مدرن ( طرح مشابهت ها در موارد مشابه)

مطالعه برینگتون مور از تفاوت ی بین ریشه های دموکراسی و غیر دموکراسی در جامعه مدرن ( طرح تفاوت ها در موارد مشابه)

طرح پژوهشی متفاوت ترین نظام

مطالعه اسکاچپول از انقلاب های فرانسه، روسیه و چین (طرح مشابهت ها در موارد مشابه)

مطالعة توکویل از دموکراسی در آمریکا از طریق مقایسةآن با فرانسه ( طرح اختلاف ها در موارد متفاوت)

 

(همان: 3)

  با توجه به آنچه که در سطور قبل بیان کردیم کلیدی ترین ایدة تحلیل تطبیقی این است که موردها را باید همچون شاکله یا کلیتی برای مطالعه در نظر گرفت، که این نوع مطالعه موراد در پژوهش های موردی و به طور کلی در پژوهش مورد محور  مطرح می گردد. پژوهشگرانی که تحقیقات موردی انجام می دهند، طرز جور شدن جوانب مختلف موارد را با یکدیگر بررسی می کنند. جوانب  یا بخش های مختلف یک مورد متقابلاً یکدیگر را می سازند، همچنان که بر روی هم کلیت را را می سازند. با چنین نگاهی، هر بخش یا جنبه ای از مورد در بستر کل باید درک شود، این جهت گیری به شدت با دل مشغولی اصلی پژوهش کمی معمول در تعارض است. بنابراین تحلیل تطبیقی در تحقیقات اجتماعی نقش و جایگاه محوری دارد، این روش از قدیمی ترین روش ها در فهم پدیده های علوم اجتماعی می باشد، که در صدد شناخت مشابهت ها و تفاوت ها از طریق مقایسه و تطبیق پدیده  اجتماعی در سطح کلان می باشد.

 

 ویژگی ها و اهداف روش تطبیقی

    با توجه به آنچه که در سطور قبل بیان شد، تطبیق در معنای گسترده آن در مطالعات علوم اجتماعی مبنایی برای ساختن گزاره هایی درباره قواعد تجربی و ارزیابی و تفسیر موارد نسبت به معیاری نظری یا واقعی بوده، بر این اساس امروزه این نوع روش برای علوم اجتماعی محوری است.

   یکی از ویژگی های این نوع تحقیق این است که روش تطبیقی در مطالعات علوم اجتماعی به معنای محدودتر و برای اشاره به نوع خاصی از مقایسه- آن هم مقایسة واحدهای اجتماعی کلان  مورد ارزیابی قرار می گیرد. مهمترین خصوصیات بارز این روش تحقیق در مطالعات علوم اجتماعی بدین شرح می باشد:

  1.  محققان کیفی مایل به این هستند که موردها را به طور کلی مورد بحث و پژوهش قرار دهند، و کلیت ها را باهم مقایسه نمایند. هرچند که ممکن است که موردها در قالب متغیرها  به عنوان مثال (بودن و یا فقدان یک نهاد یا پدیده اجتماعی ممکن است برای تحلیل) بسیار مهم باشد، اما آنچه که برای پژوهشگران از اهمیت برخوردار است، شاکله ترکیبی از ویژگی های پدیده یا موضوع مورد بحث در تمام واحدهای تحلیل اهمیت دارد، بر این اساس مقایسه یا تطبیق در این نوع روش شناختی متضمن تطبیق شاکله ها است.
  2.  این سنت در کنار توجه به بررسی کلیت ها به مثابه شاکله ها، تمایل به تفسیر تاریخی آن هم از نوع رویکرد تجربی دارد، که نقطه مقابل رویکرد هرمنوتیکی و معنایی تفسیر تاریخی است. در این روش تحقیق محقق تلاش کرده تا با کنارهم قرار دادن شواهد و نتایج اخذ شده از مطالعه موردهای مختلف و با در نظر گرفتن عامل زمان و از طریق ارائه تعمیم های تاریخی محدود به صورت عینی و ذهنی شرایط درک و الگوهای قابل فهمی را برای تفسیر پدیده اجتماعی ارائه دهد. این  ویژگی بارز در این نوع تحقیقات به شدت متمایل از اندیشه وبر می باشد، اما در مقایسه با روش تفهمی وبر، امکان بیشتری را برای ارائه تعمیم های تاریخی بر مبنای آزمون موردهای قابل مقایسه پیش می نهد.

با توجه به اینکه مرز این روش با سایر روش های علوم اجتماعی از سوی پژوهشگران بارها تلاش گردیده تا مشخص شود، غالب تلاش ها معطوف به تعریف این روش و یا بررسی نوع دادهای خاص این تحقیق معطوف بوده است؛ بر این اساس ریگین در کتاب خود به صورت خاص و متمایز  مرزها و اهداف روش تطبیقی را مورد تشریح قرار داده است، که به اختصار در سطور ذیل بیان می کنیم.

 الف) پژوهش تطبیقی از داده ها و اطلاعات قابل مقایسه حداقل دو جامعه استفاده می کند. براین اساس این واقعیت در مورد این روش وجود دارد که اطلاعات و یافته های روش تطبیقی در علوم اجتماعی بین جامعه ای است. برخی از محققان علوم اجتماعی این هدف از روش تطبیقی را منجربه محدود شدن این نوع روش دانسته، و اثبات می نمایند که کتاب تحلیل دموکراسی در آمریکا نوشته توکویل وصور بنیادی حیات دینی دورکیم، یافته های فرهنگی اینگلهارت خارج از مرزهای این روش با چنین هدفی قرار می گیرد؛ و به نوعی در دایره علوم اجتماعی تطبیقی قرار دارد. بر این منوال تعریف نمودن روش تطبیقی با این هدف که بر مبنای داده های خاص به کار رود راه نامناسبی برای تعریف مرزهای این حوزه از سایر روش های متداول در علوم اجتماعی است.

 ب) محدوده روش تطبیقی در علوم اجتماعی استفاده خاص از واحدهای کلان اجتماعی است، که این واحدها به مثابه یک نوع داده برای محققان تطبیقی اهمیت بسیاری دارد، همچنین این واحدها  به مثابه یک مقوله فرا نظری هم مهم هستند. هدف از این روش با توجه به این خصوصیات این است که از ویژگی های واحدهای کلان اجتماعی در گزاره های تبیینی خود بهره ببرد، که چنین استفاده ای بیانگر دو هدف روش تطبیقی در علوم اجتماعی چون تبیین کردن و تفسیر کردن تفاوت های اجتماعی کلان را باهم مرتبط می سازد. به عنوان مثال تصور نمایید که در تحقیق  نتیجه به این گرفته شده که کشور X صنعتی است و رابطه قوی بین طبقه اجتماعی و حمایت از احزاب در این کشور وجود دارد. این نتیجه گیری با ارائه یک مثال (X)، و با بیان تلویحی این که جوامع دیگری وجود دارند که برخی از آن ها صنعتی می باشند و برخی دیگر صنعتی نیستند، مفهوم جامعه را واقعیت می بخشند. اگر این تحقیق به این نتیجه رسیده بود که رابطه بین طبقة اجتماعی و حمایت از احزاب به این دلیل است که مردم به وضعیت درآمدشان نگاه کرده و رأی می دهند یا روابط تولید به آگاهی سیاسی شکل می دهد. می توان به این امر دست یافت که این گزاره ها معطوف به واحد کلان اجتماعی واقعی  بوده و بدین وسیله از درگیر شدن در تحقیق تطبیقی نیز محقق اجتناب کرده است.

 ج) بهره برداری مستقیم و تجربی از واحدهای کلان و انتزاعی اجتماعی اقدامی در راستای بسط مسائل فرانظری است. پژوهشگر تطبیقی برای آنکه جوامع یا هر واحد اجتماعی کلان را با یکدیگر مقایسه کند، باید این واحدها را با اسامی از هم متمایز سازد. بر این اساس محقق تطبیقی، حداقل به صورت ضمنی، فرض می کند که واحدهای اجتماعی کلان واقعیت دارند؛ و باید درخلال تحقیق تعریف شوند. بنابراین برای محققان روش تطبیقی واحدهای کلان اجتماعی عینی و قابل مشاهده است، در صورتی که این واحدهای کلان اجتماعی برای محقق غیر تطبیقی انتزاعی است. با توجه به این خصوصیت بارز اغلب محققان تطبیقی بیشتر به مقایسه کردن توجه می کنند تا به تعریف کردن موارد مقایسه. بنابراین پژوهشگر تطبیقی در هنگام مقایسه باید در خلال تحقیق عملیاتی این واحدها را به صورت عینی مورد مطالعه قرار دهد.

د) این دسته از محققان به طور کلی به شناخت شباهت ها و تفاوت های واحدهای کلان اجتماعی معطوف خواهند بود. چنین شناختی راه های لازم برای درک کردن، تبیین نمودن و تفسیر کردن  وقایع و فرایندهای تاریخی مختلف و اهمیت آن ها را برای نظام اجتماعی موجود فراهم می کند. هدف این دسته از تحقیقات معطوف به تفسیر و تبیین مهمترین خصوصیات دورنمای اجتماعی جوامع و نظام های اجتماعی است، در نتیجه این دسته از پژوهشگران ترجیح می دهند، که واحدهای کلان اجتماعی را مورد مطالعه قرار دهند، تا از این طریق خواسته باشند که فراتر از شناخت شباهت ها و تفاوت ها در جوامع حرکت کنند؛ و به مسائل فرانظری بپردازند. همچنین اغلب محققانی که با گرایش کیفی به تحقیق تطبیقی می پردازند در پی تفسیر تجربه و مسیر حرکت کشورهای خاص یا گروه خاصی از کشورها هستند. این امر بیانگر این است که این دسته از محققان هم به دنبال روابط میان متغیرها ناشی از تعداد زیادی موردها را متمایز می سازند بوده، و هم علاقمند هستند تا خود موارد، و تجربه تاریخی از موردها را متمایز سازند. توجه به این تمایل بیانگر علاقه این دسته از محققان به استفاده از خصایص واحدهای کلان اجتماعی در گزاره های تبیینی و تفسیری را تقویت می نماید. 

هـ) تصمیم گیری برای مطالعه تشابه و تفاوت این واحدهای کلان اجتماعی و استفاده از گزاره های تبیینی هرچند که بایک رویکرد آگاهانه شکل می گیرد، این امر ناشی از واقعیت تاریخی و دیرپایی به نام کشورها، ملت ها، دولت ها و سایر نظام های موجود سیاسی بزرگ شکل گرفته است. بر این اساس محققان اجتماعی تمایل به این دارند که با تفسیر وقایع و فرایندهای ملی و بین المللی خود را به خصایص مهم زمینه های اجتماعی نزردیک سازند، به این ترتیب واحدهای کلان اجتماعی از آن جهت که جزء ضروری تبیین ها یی هستند که محققان تطبیقی آن را ارائه می کنند، و این واحدها در انجام پژوهش های تطبیقی نقش کلیدی دارند.

 

 واحد تحلیل روش تطبیقی

 همانطور که در سطور قبل به آن اشاره شد، روش مطالعه تطبیقی در حوزه علوم اجتماعی بین جامعه ای بودن و استفاده از پدیده های اجتماعی کلان می باشد، همین امر بیانگر مسئله واحد تحلیل در پژوهش تطبیقی را بیان می کند. واحد تحلیل در این نوع روش ها تاحدی فاقد انسجام می باشد. زیرا مفهوم واحد تحلیل برای بیان دو سازه ای بودن ومسئله فرانظری کاملاً متمایز است. « گاهی اوقات واحد تحلیل برای اشاره به مقولاتی که داده ها به آن تعلق دارند به کار برده می شود. در یک تحقیق کمی دربارة وابستگی اقتصادی و توسعه اقتصادی، محققی ممکن است واحد تحلیل را دولت- ملت اظهار کند، زیرا داده ها در این سطح جمع آوری شده اند. در مواقع دیگر، مفهوم تحلیل برای اشاره به مقولات نظری به کار گرفته می شود. برای مثال وینر در بررسی کتاب ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی واحد تحلیل مور را طبقه ذکر می کند. والرشتاین در آثار مختلف خود استدلال می کند که تنها یک واحد تحلیل در علم الاجتماع تطبیقی وجود دارد: نظام جهانی…. این واقعیت که مفهوم واحد تحلیل هم برای اشاره به مقولاتی که داده ها به آن ها تعلق دارند و هم مقولات نظری به کار می رود، ابهام زیادی در عرصه علوم اجتماعی تطبیقی ایجاد کرده است. برای مثال برخی پیروان والرشتاین به آن ها که دولت- ملت را به عنوان واحد تحلیل- به معنای مقولاتی که داده ها به آن ها تعلق دارند- به کار می برند حمله کرده و استدلال می کنند که این کار از نظریه نظام جهانی تخطی کرده و به آزمون بی معنایی از گزاره های نظریه ختم می شود. محققان دیگر کوشیده اند تا نظام جهانی مدرن را به عنوان واحد تحلیل- به معنای مقوله ای که داده ها به ان تعلق دارند- به کار گیرند و چرخه ها و روندهای اقتصاد جهانی را به مثابه کل آزموده اند. …… غالب این مباحث تحت تاثیر ابهام مفهوم واحد تحلیل ایجاد می شوند. …… در علوم اجتماعی تطبیقی – جایی که تحلیل در یک سطح ( شاید سطح فردی) پیش می رود، و تبیین در سطحی دیگر ( معمولاً در سطح اجتماعی کلان) صورت می گیرد- چنین چیزی به ندرت رخ می دهد. البته این دوگانگی در بقیه انواع علوم اجتماعی نیز وجود دارد و مقولات روش شناختی منبعث از آن در خصوص آن ها نیز صادق است. اما این دوگانگی در علم الاجتماع تطبیقی بسیار شدید و یکی از ویژگی هایی است که این عرصه را برای مباحث روش شناختی مستعد می سازد. برای روش شن ساختن مسئله واحد تحلیل در علوم اجتماعی تطبیقی ضروری است میان واحدهای مشاهده شده و واحدهای تبیین تمایز قایل شد. این تمایز پی آمد بحث من دربارة دو معنای واحد تحلیل- به مثابه مقولاتی که داده ها به آن ها تعلق دارند و  مقوله نظری- است. واحد مشاهده ناظر بر واحدی است که برای جمع آوری و تحلیل داده از آن استفاده می شود و واحد تبیین به واحدی اشاره دارد که برای تبیین الگوی مشاهده شده به کار گرفته می شود. واحد مشاهده در مثال رأی دهی طبقاتی که پیش تر ارائه شد، فردی ( رابطة مشاهده شده مبتنی بر سطح فردی) و واحد تبیین اجتماعی است.» ( ریگین،1388: 40-38) اسلملسر در کتب روش های تطبیقی در علوم اجتماعی برای انتخاب واحدهای تحلیل پنج ملاک را مطرح می کند. « الف) واحدهای تحلیل باید متناسب با  نوع مسئله نظری مطرح شده پژوهشگر باشند. ب) واحدهای تحلیل باید مرتبط با پدیده مورد مطالعه باشند. ج) واحدهای تحلیل باید به لحاظ غربی در ارتباط با معیارهای طبقه بندی شان ثابت و پایدار باشند. د) بیان میزان دسترسی به داده های مربوط به هر واحد تحقیق. هـ) تصمیم به انتخاب و طبقه بندی واحدهای تحلیل باید مبتنی بر رویه های استاندارد و قابل قبول باشد.» ( اسلملسر،1976: 174 به نقل از غفاری،1389)

 

 آزمون تطبیقی نظام مند

 برای انجام روش تطبیقی و ورود به آن باید از آزمون تطبیقی نظامند که روش (تقریبی ساده انگارانه از روش های پیچیده آماری است) استفاده شود. به نظر اسملسر هر قدر تعداد مشاهدات مناسب کاهش می یابد، امکان آزمون آماری استدلال ها کاسته شده و باید از روش های دیگر بهره برد، بر این اساس وقتی تعداد موارد مناسب کم باشد، باید از این آزمون استفاده کرد. این روش بیش از همه برای مقایسه واحدهای ملی و فرهنگی لازم می باشد. « اسلملسر تحلیل توکویل از مقایسة سه وجهی رسوم آمریکایی، فرانسوی و انگلیسی را نمونه ای از آزمون نظام  تطبیقی نظامند تلقی می کند. توکویل به سادگی استدلال می کرد که شرایطی را که این جوامع در آن ها شریک هستند از قبیل یکسانی (زبان انگلیسی و آمریکایی) نمی تواند برای تبیین تفاوت های ان ها به کار رود و از تفاوت های ان ها نیز نمی توان برای تبیین شباهت های آن ها استفاه کرد.»( اسلملسر،1976: 158 به نقل از ریگین،1388: 43) به طور کلی تکنیک آزمون تطبیقی نظامند متضمن به کاربردن روش توافق و روش اختلاف غیر مستقیم جان استورات میل است. با توجه به این مباحث اسلملسر، به طور کلی بر این استدلال می ورزد که تمام روش های علوم اجتماعی به نوعی تطبیقی هستند، و روش آماری به مثابه روش تطبیقی برتر از روش آزمون تطبیقی نظامند است. به نظر او، برتری روش آماری بر آزمون  تطبیقی نظاممند از آن جهت است که این روش برای تعداد محدودی از موارد به کار گرفته می شود و امکان کنترل کردن منابع واریانس پدیده اجتماعی کاهش یافته و از امکان تعمیم در علوم اجتماعی کاسته می شود. در واقع آنچه را که اسلملسر روش آزمون تطبیقی نظامند می خواند، همان چیزی است که عالمان اجتماعی به طور سنتی روش تطبیقی نامیده اند. این روش همانا هستة مرکزی راهبرد مورد محور و از روش های مبتنی بر تحلیل همبستگی که هسته اصلی استراتژی متغیر محور را شکل می دهند، متمایز است. شایسته است این روش را روش تطبیقی بخوانیم.

 با توجه به این امر و در راستای آشنایی با روش اختلاف و تشابه جان استورات میل که وی برمبنای رویکرد تجربه گرایانه کشف علّت را از چندین روش مورد اهتمام قرار می دهد.، در سطور ذیل به صورت مختصر اشاره به مهمترین راه های کشف علّت از دیدگاه میل با تاکید بر رویکرد تجربه گرایانه را بیان می کنیم.

  1. روش توافق

مورد (1)                                             

مورد (2)

مورد (3)

I

e

a

J

f

b

K

g

c

L

h

d

X

x

x

Y

Y

Y

 

 متغییر X به مثابه متغیر علّی شناخته می شود که Y را تبیین می کند. متغییرهای J, I,h,g,f,d,c,b,a K,و L متغیرهای غیر علّی اند.

  1. روش اختلاف

مورد مثبت

مورد منفی

A

a

B

b

C

c

D

d

X

نبود X

Y

نبودY

 

X متغیری علّی است که متغیرY را تبیین می کند. d,c,b,a متغیرهای علّی نیستند.

  1.  روش تغییرات متقارن: در این روش میزان تغییرات متغیر a در تعدادی از موارد مطالعه می شود و سپس همراه بودن میزان تغییرات متغیر x با تغییرات متغیر a بررسی و این نتیجه مطرح می شود که a ممکن است علّت x باشد. ( طالبان،1384: 128)

  منطق پژوهش تطبیقی

 همانطور که در سطور قبل بیان شد، تحلیل تطبیقی به معنای توصیف و تبیین مشابهت ها و تفاوت های شرایط یا پیامدها در بین واحدهای کلان اجتماعی در مقیاس بزرگ می باشد. که سطوح تحلیل خودر را مناطق، ملت ها، جوامع و فرهنگ ها قرار داده است. در واقع با توجه به این سطح تحلیل این تعریف بازتاب سنت هایی چون تحلیل بین فرهنگی در حوزه انسان شناسی و مردم شناسی، تحلیل بین جامعه ای در جامعه شناسی، تحلیل بین کشوری در علوم سیاسی، تحلیل تاریخی تطبیقی در علم تاریخ، تحلیل روانشناسی تطبیقی در حوزه روان شناسی را در بر گرفته است. « در روش تطبیقی، هدف اصلی تبیین واقعیت های کلان است. مقایسه و تطبیق حائز نقش و جایگاه محوری در همه علوم تاریخی کلان از جمله جامعه شناسی است، علومی که موضوعات اصلی مطالعه آن ها ساختارهایی بسیار پیچیده متفاوت و نوظهورند که دارای ویژگی های مشترک و جنبه و ابعاد منحصر به فردند. در این علوم، برای درک هر ساختار باید آن را با مقولات و الگوهای آرمانی، سنخی رده ای و یا با ساختارهای دیگر مقایسه کرد. » ( نوذری،1387: 238) بنابراین اکثر پژوهشگران تطبیقی که دارای رویکرد کیفی به مسائل علوم اجتماعی می باشند، باید به توالی ها و وقایع تاریخی خاص و عللی که آن ها را در میان مجموعه ای از موارد مشابه احاطه کرده اند، تمرکز بسیاری نمایند، بر این اساس هنگامی که این دسته از محققان دست به مقایسه می زنند، و توجه به چگونگی قرار گرفتن و جور شدن علل و شرایط در یک مورد را بحث و بررسی کرده و آن را در مقابل طرز جور گشتن آن ها در موردی دیگر( یا کنار هم قرار گرفتن این علّت ها و شرایط در قالب یک تیپ ایده آل نظری قرار می دهند.) به عبارتی مایل هستند که هر موجودیت مشاهده شده را به صورت ترکیب قابل تفسیری از اجزاء به طور کلی تحلیل نمایند؛ بر این اساس تبیین های علوم اجتماعی تطبیقی متضمن ذکر شرایط علّی همگراست، شرایطی که باهم ادغام شده یا به نحو خاص ترکیب می شوند. به عنوان مثال اگر محقق تطبیقی استدلال نماید که رای دهندگان بریتانیایی، طبقه اجتماعی و ارجحیت حزبی را در ارتباط با یکدیگر به صورت قوی مرتبط با هم دانسته اند،نه تنها به دلیل اینکه این کشور یک جامعه صنعتی است، بلکه به این دلیل که بریتانیا دارای یک صبغه تاریخی طولانی مدت از تعارض و بسیج طبقاتی را در خود پرورش داده است، همچنین این تعارض با پیدایش نظام سیاسی فعلّی توأم می باشد. این استدلال در واقع سه شرط همگرا را با خود به همراه آورده است. الف) تاریخی از تعارضات طبقه ای. ب) بلوغ توامان سیاسی. ج) و کشوری که درای صبغه ای بس قوی در فرایند صنعتی شدن دارد. در اصل تلفیقی از این سه عامل است که رابطة پایدار میان طبقه اجتماعی و ارحجحیت حزبی را تبیین می نماید. این استدلال بر این پایه استوار است که این ترکیب خاص علل رابطة مشاهده شده را تبیین می نماید. با توجه به این استدلال لازم است که نمونه هایی از تمام ترکیبات منطقی این سه عامل را در بین کشورهای دمکراتیک پیدا نموده و رابطه میان طبقه اجتماعی و ترجیح حزبی را در هر ترکیب مقایسه و بررسی نمائیم. این مسئله  در روش تحقیق تطبیقی هم ارزی بیان می گردد. زیرا استدلال این است که توأمان شدن این سه عامل رابطه مذکور را تبیین می نماید. اگر این رابطه بین تمام ملت های دموکراتیک مشاهده شد، و اگر تمام موارد ترکیب این سه متغیر با مشاهده این رابطه پیش بینی شده همراه باشد. آنگاه می توان گزاره ارائه شده را پذیرفت. از آن جا که یافتن همة ترکیب های واقعی این سه شرط را دارا نباشند، ارزیابی گزاره ای فوق دشوار است.

 با وجود این خصیصه، معیارهای آماری برای این رویکرد اهمیت کمتری دارند. این بدان معنا است که روش تطبیقی با نمونه ها یا جمعیت های آماری کار نمی کند. بلکه تمام مصادیق مناسب پدیده تحت بررسی را در نظر می گیرد؛ و از آن جا که تمام مصادیق یک پدیده- در صورت وجود- بررسی می شوند، پذیرش نتایج حاصل از  کاربرد روش تطبیقی بر مبنای معیارهای احتمالاتی نخواهد بود. در نتیجه این روش به فراوانی نسبی انواع موارد حساسیت ندارد. استدلال اسلملسر آن است که روش تطبیقی نازل تر از روش آماری است. آیا چنین است؟ روش تطبیقی از چند جهت نسبت به روش آماری برتری دارد. « اول: روش آماری ترکیبی نیست. هر علّت مرتبط نوعاً به صورت مجزا بررسی می شود. بنابراین برای مثال روش آماری می تواند به این سوال که : تاثیر وجود تاریخ منازعه طبقاتی- بدون در نظر گرفتن تاثیر صنعتی شدن- چیست، پاسخ دهد. اما استفاده از این روش برای پرداختن به سوالاتی راجع به پی آمدهای ترکیب های مختلفف علل باشد( به عبارتی بررسی هر وضعیت به صورت کلی) دشوار است. محقق برای پژوهش دربارة ترکیب علل با استفاده از روش های آماری، باید تعاملات آماری را بررسی کند. به واسطة وجود مسلة هم خطی و پایین بودن درجات آزادی- بالاخص در پژوهش های تطبیقی که تعداد موارد مناسب اندک است- آزمودن تعداد زیادی از تعاملات آماری در مطالعات متغیر محور بسیار پیچیده می شود……… دوم: به کار بستن روش تطبیقی به صورت بندهای تبیین هایی می انجامد که قادرند هر مصداقی از یک پدیده خاص را توضیح دهند. درست است که این تبیین ها ممکن است در بردارندة برداشت هایی تفسیری از ویژگی های خاص یک یا چند مورد خلاف ( مورد که اگر چه ترکیب  تبیین کننده در آن وجود دارد لیکن پدیده ی تحت بررسی در آن بروز نکرده است.) باشند، اما روش تطبیقی به صورد خودکار این ناهمخوانی و خلاق قاعده ها را آشکار ساخته و محقق باید تبیینی برای آن ها ارائه دهد. همین ویژگی است که روش تطبیقی را برای تفسیر موارد خاص و توضیح خاص بودن تاریخی مناسب می سازد. بالاخص همین ویژگی است که روش تطبیقی را برای ساختن نظریه های جدید و ترکیب کردن نظریه های موجود موجه جلوه می دهد. سوم: روش تطبیقی محقق را مجبور نمی کند نشان دهد نمونه ای از جوامع را از میان جمعیتی آماری به گونه ای برگزیده است که آزمون معناداری آماری در خصوص آن کاربرد دارد. مرزهای آزمون تطبیقی توسط خود محقق تعیین می شود. پژوهشگران تطبیقی با تعیین مرزها بر مبنای معیاری دلخواه، یا بر مبنای جمعیتی تعریف نشده از جوامع ، لحظاتی از تاریخ یا رخدادهایی در جوامع موافق نیستند. چهارم: روش تطبیقی محقق را وا می دارد تا با مواردی که تحلیل می کند آشنا شود. برای مقایسة کلیت هر مورد با بقیة موارد، محقق باید هر مورد را دقیقاً بررسی کرده و آن را با بقیة  موارد مناسب مقایسه کند. در مقابل، در روش آماری تنها لازم است محقق هر مورد را به مجموعه ای از متغیرها تجزیه کرده و روابط میان متغیرها را بررسی کند؛ نه آنکه شباهت ها و تفاوت های میان موارد را – به مثابه شاکله و پیکر بندی ای از ویژگی ها، یا به عبارتی، کل ها معنادار- مستقیماً مطالعه کند. خلاصه اینکه  روش تطبیقی نسخة بدلی روش آماری نیست. این روش تفاوتی کیفی با روش آماری دارد و به شکل منحصر به فردی برای پرداختن به سوالاتی که پژوهشگران تطبیقی طرح می کنند مناسب است.» ( ریگین،1388: 48-47)

در واقع ریگین برای درک و راهبردهای تحقیق مقایسه ای توجه به موارد زیر می کند.

  1. محقق تطبیقی متمرکز بر مسئله معناسازی تعداد نسبتاً محدودی از موارد خواهد شد، که این موارد به سبب بعد نظری و ماهوی انتخاب شده اند.
  2. پاسخ های تطبیقی به پرسش های مرتبط با موارد تحت مطالعه ممکن است که طی دوره پژوهش تغییر کنند. رفته رفته محققان راجع به پدیده مورد مطالعه اش بیشتر یاد می گیرد، مفاهیم راهنما و طرح های تحلیل خود را پالایش  می کند.
  3.  تحقیقات تطبیقی در مواردی متمرکز بر پدیده های نادر و کمیاب هستند، این پدیده ها معمولاً گسترده و به لحاظ تاریخی محدود و از حیث فرهنگی مسلم اند. در این نوع پژوهش، تجربه عمیق مهم تر از تجربه وسیع و گسترده است.
  4.  در تحقیق تطبیقی، نظریه موجود به ندرت درآغاز صورتی تدوین شده دارد و فرضیات صراحت روشنی را ندارند. هدف نظری اولیة پژوهش تطبیقی آزمون نظریه نخواهد بود، بلکه مفاهیم مرتبط به نظریه بیشتر مد نظر است. اصلاح و پالایش می شوند و به بسط نظریه کمک می کند.
  5.  محقق تطبیقی غالباً  به عمد مواردی را که به لحاظ نتیجه تحت مطالعه متفاوت با یکدیگر نیستند انتخاب می کنند، به عبارت دیگر، تمام موارد مثبت هستند. ساختن و تحلیل موارد مثبت غالباً ضرورتی بنیادی برای ساختن و تحلیل موارد منفی است.
  6.  پژوهشگران تطلیقی هیئت و پیکربندی های ویژگی ها را بررسی می کنند تا جوانب گوناگون را تایید کنند که در هر مورد با یکدیگر همراه می شوند.
  7.  محققان تطبیقی در تلاش هستند که هر مورد را ازطریق تحلیل درونی ان مورد معنا سازی کنند و تحلیل بین موردی با تحلیل درونی هر مورد تقویت و تعمیق می یابد.

 با توجه به موارد بیان شده نکته قابل اعتنایی که به نظر می رسد نقش اساسی در این روش دارد، توجه به الگوهای متفاوت توسعه و تحول مؤید الگوهای محتمل و علّی تصادفی است تا الگوهای جبری و ضروری تاریخی. با عنایت به به پذیرش الگوهای محتمل و در عین حال نظامندی اسلملسر در خصوص ماهیت روش شناختی این نکته را مطرح می نماید که روش تطبیقی با دو رویکرد اثباتگرایی رادیکال و نسبی گرایی رادیکال سرسازگاری نداشته است. « زیرا اولی در شکل افراطی خود تحمل پذیرش را ندارد و دومی با اصل پایداری و درک الگوهای به نسبت منظم قرابت ندارد. روش شناسی در دوره جدید با رد جبرگرایی و قطعیت و پذیرش  رویکرد احتمال گرایانه سر سازگاری و توافق بیشتری دارد. آنچه لازم به نظر می رسد عبارتست از تساهل بیشتر نسبت به کثرت باوری علّی، الگوهای ضروری تاریخی، بلکه در چارچوب الگوهای محتمل.» ( مکالا،1387: 111)

 از سوی دیگر در  منطق این روش جیمز ماهونی تحلیل های اجتماعی  وسیاسی از رویکرد وابسته به مسیر استفاده می کند. به نظر وی آثار و پیامدهای بزرگ را نمی توان همیشه بر حسب فرایندهای کوتاه مدت یا منحصر به فرد، متوازن و پیش بینی پذیر تبیین کرد، بلکه سیر تحول را باید به صورت زنجیره ای و احتمال گرایانه مورد بررسی قرار داد. و از نگاه تفریدی و  انقطاعی برحذر بود، زیرا در اغلب موارد زنجیره های علّی تصادفی هستند نه شبه قانون. « به نظر ماهونی رویکرد وابسته به مسیر اشاره به نوع خاصی از تبیین دارد که از طریق مجموعه ای از مراحل متوالی خود را نشان می دهد. 

 

                   
           

ساختار تحلیلی وابسته به مسیر

این شیوه تحلیلی نزدیک به شیوه تبیین واکنش علّی است که در قالب آن، هر فرایند مورد توصیف و تحلیل موجب نوعی واکنش، می شود. زیرا فرایندهای خرد و کلان بایدکدیگر روابط فرارویداده دارند با فهم این روابط می توان به تبیین دگرگونی های اجتماعی پرداخت.» (ماهونی،2003 به نقل از غفاری،1389) با توجه به این نوع رویکرد تدا اسکاچپول در کتاب خود این نوع نگاه را به تحلیل پیکر بندی ایزنشتات نزدیک دانسته است. « ایزنشتات تحلیل پیکر بندی را تلاشی برای جدا کردن و توصیف ویژگی های ذاتی و اساسی کنش های الگوداری است که تصور می شود به صورت طبیعی رخ می دهند. تحلیل در حالت ایده آل در سه مرحله صورت می گیرد: اول) تفکیک یک الگو ی معین کنش از دیگر الگوهای مشابه اما تازه. این مرحله فرایند طبقه بندی کردن است. دوم) بررسی و آزمون درونی الگو با هدف بسط تعمیم ها درباره مشخصات ذاتی و اساسی آن. این مرحله نظریه ای را دربارة شکل و آن را طبقه بندی کرد. این مرحله تفسیر تجربی است. در همه این سه مرحله، پیکر بندی ها تکیه گاه تحلیل بوده و ابژه های طبیقه بندی سوژه های نظریه و منابع تفسیر تجربی اند.» ( اسکاچپول،1388: 136-135)

 با توجه به این مباحث این عقیده که منطق تطبیقی برای تمام تحقیقات علمی اجتماعی تجربی وجود دارد، بازتاب این ایده اساسی است که کل پژوهش تجربی اجتماعی مواجه با مسائل یکسان و همانند است، چیزی که طرفداران استدلال علّی در تحقیق کمی بدان عقیده دارند. همچنین محدودیت های روش میل در مواجه با علل چندگانه و تعامل بین متغیرها و پیچیدگی جهان اجتماعی، خطای اندازه گیری، توجه به تحلیل های احتمال گرایانه و تحلیل مسیر وابسته را در مقابل علّت ثابت بر این ایده تاکید دارد که مجموعه و سلسله ای از علّت ها در کنار یکدیگر باعث ایجاد رویداد شده اند. پس محقق باید به دنبال درک سلسلة زنجیره عملی باشد.

 

   شیوه ها، رهیافت هاو راهبردهای تحلیل تطبیقی

در راستای تحلیل روش های تحقیق تطبیقی در مطالعات علوم اجتماعی باید به دو شیوه اشاره کرد. که عبارت از تطبیق درونی و تطبیق بیرونی. « در شیوه تطبیق درونی تغییرات یک واقعیت معین مانند  نهاد ازدواج در طی زمان و در قالب  فرهنگ و فضاهای متفاوت شناسایی شده که این تغییرات بیانگر و برملاء کننده الگوهای تفاوت و تشابه برای نهاد ازدواج در طی زمان و در بین فرهنگ و فضاهای متفاوت خواهد بود. در  شیوه تطبیقی بیرونی، تغییرات دو یا چند واقعیت متفاوت در طی یک یا چند زمان در یک و یا چند جامعه بررسی و شناسایی می شوند. این تغییرات نشان دهندة الگوهای تفاوت و تشابه در بین واقعیت های مورد مطالعه خواهند بود. واکاوی و تطبیق الگوهای واگرایی و همگرایی بین دو نهاد ازدواج با واقعیت همخانگی، در معنای زندگی مشترک بدون ازدواج، در زمان فضاء و فرهنگ های متفاوت می تواند مثالی از شیوه تطبیق بیرونی باشد.» ( غفاری،1389)

 مطالعات تطبیقی با بهره گیری از دو سنت کمی و کیفی، به لحاظ راهبردی یا استراتژی مبتنی دو راهبرد قیاسی و استقرایی است. در سنت کمی این روش  بر مبنای استراتژی قیاسی به دنبال این می باشد که به موجب آن فرضیات را از یک نظریه عمومی استتناج نماید و با بهره گیری از داده های کمی و آماری از چندین جامعه مورد آزمون قرار می گیرند و در نهایت، بازخورد الگوهای تشابه و تفاوت شناخته شده را می توان در قالب یک نظریه با مدل جدیدی مطرح کرد. به عنوان مثال مقایسه روندهای جمعیتی در کشورهای توسعه یافته و در حال  توسعه در قالب نظریه گذار جمعیتی که مبتنی بر تحلیل آمارهای رسمی جمعیتی در این کشورها ست نمونه ای از این تحقیق است. در واقع مباحث  تحول ارزش ها و تغییرات فرهنگی که اینگلهارت در طی دهه های متفاوت در نقاط مختلف دنیا جمع آوری کرده است نمونه دیگری از  استفاده از این سنت و راهبرد می باشد. رویکرد استقرایی به روش تطبیقی کیفی معطوف است. « در این روش جوامع، فرهنگ ها و مجموعه های گوناگونی در حکم موردهای مطالعه به منظور درک و شناخت الگوهای معین حاکم بر حیات اجتماعی بررسی می شوند و منظور از مورد را در کلیت و با همه پیچیدگی هایش مشاهده نمی کند. بلکه موردهای متعددی را از جنبه های خاصی مدنظر  قرار می دهد.» ( فلیک،1388: 157)  نمونه بارز این مسئله در اندیشه بحث دین در اندیشه وبر در جوامع غربی و غیر غربی، همچنین مباحث انقلاب در اندیشه های جان فوران، برینگتون مور و چارلز تیلی و… می توان در حوزه  جامعه شناسی انقلاب و جامعه شناسی سیاسی مطرح نمود.

 در واقع این دو سنت از حیث واحد تحلیل با یکدیگر تفاوت ندارد، مطالعات تطبیقی با تاکید بر راهبرد قیاسی تمایل به بررسی الگوهای هم گرایی و واگرایی یا همان تشابه و تفاوت در بین جوامع دارد، و برای حمایت و تایید اعتبار نظریه عمومی، و فهم و تبیین فرایندهای اجتماعی تحت مطالعه تاکید بر روش شناختی دورکیم می نماید. همچنین مطالعات تطبیقی استقرایی  تمرکز بر الگوهای تغییر می کند و برای تایید و حمایت  نظری با تاکید بر روش درون فهمی وبر حیات اجتماعی را به لحاظ تاریخی و فرهنگی معین و مقید به زمان و مکان محدود مورد اهتمام قرار می دهد. بنابراین فرایند تطبیق و مقایسه در توسعه تعمیم های استقرایی و قیاسی یا همان نظریه آزمایی و نظریه پردازی نقش محوری دارد در جدول ذیل بر اساس روش شناسی دورکیم  و وبر با تاکید بر بکارگیری روش تطبیقی در قالب دو سنت و راهبرد بیان شده می توان دو سنت مذکور را  به تصویر کشاند.

جدول3. مقایسه روش شناسی امیل دورکیم و ماکس وبر

 موارد

 امیل دورکیم

ماکس وبر

هدف پژوهش

تعمیم: در جستجوی علّت های فرا تاریخی و پایدار ( متفاوت با اتفاقات خاص تاریخی)

پیچیدگی: جستجوی تعمیم های محدود راجع به  ناهمگرایی تاریخی و دانش انضمامی از فرایندهای خاص

اتکاء به شیوه های میل

تغییر متقارن به مثابه منطق تحلیل

روش های توافق و تمایز

ابزار تحلیل

همبستگی، رگرسیون

روایت

تبیین در قالب

تبیین در قالب قضیه تجربی درباره الگوهی روابط در بین متغیرهای انتزاعی، توجه به علّت های بیرونی

تبیین در قالب فهم کلی ( ترکیبی) از تنوع تاریخی، توجه به دلایل درونی

ساختن

نوع های اجتماعی ( انواع جامعه) که مفهوم ایده آلی بشریت واسط بین ایده این انواع متنوع و چندگانه است

انواع آرمانی ( مدل های فرضی) که به تبیین ناهگرایی تاریخی کمک می کنند.

 

(پورتا،2008: 204 به نقل از غفاری،1389)

 

مسئله هم ارزی

 از نکات اساسی که در پژوهش های تطبیقی باید مد نظر قرار داد، مسئله هم ارزی یا معادل سازی در بُعد تاریخی و فضایی است. « در این تحقیق محقق هنگام پژوهش و مقایسه جوامع گوناگون یا حتی به هنگام مقایسه یک دوره تاریخی در یک کشور با دیگر کشورها یا یک ملت با دیگر ملل با توجه به مسئله هم ارزی یا معادل سازی روبه رو خواهد شد. آیا پدیده های به ظاهر مشابه در جوامع گوناگون یا در دوره های تاریخی متفاوت واقعاً مشابه هم هستند، و معنایی یکسان دارند؟ آیا مقیاسی که برای اندازه گیری متغیری در یک فرهنگ به کار رفته است، همان متغیر را در فرهنگ دیگر می سنجد؟ برای حل نسبی این مسئله از شیوه های معادل سازگاری گوناگون یاد شده که از آن ها به معادل سازی واژگانی، معادل سازی متنی، معادل سازی مفهومی و معادل سازی سنجشی یاد شده است. معادل سازی واژگانی دلالت بر ترجمه درست لغات یا عبارات بین دو زبان یا دو دوره متفاوت تاریخی دارد. گاه معادل یک واژه در زبان دیگر یافت نمی شود. از سوی دیگر، معانی واژه ها در طول زمان دستخوش تحول می شوند. اشتباه در برداشت از واژگان قدیمی غالباً منجربه نتایج نادرست می شود. آجودانی به وسیلة اسناد قدیمی مشخص می کند که در جریان انقلاب مشروطه، معنای واژگان جدیدی را که روشنفکران برای معادل سازی برخی واژه های غربی به کار می برند، اغلب به سیاق خود می فهمیدند و تعبیر می کردند. مثلاً واژه ملت که مشروطه خواهان برای واژه فرانسوی یا انگلیسی (nation) متداول کرده بودند، گفتار و نوشتار علما به معنای دیانت اسلام به کار می رفت. مورخی که به اسناد جامانده از علمای شیعه در آن دوران  دوران رجوع می کند.، باید نسبت به اینگونه واژه ها هوشیار باشد. معادل سازی متنی به معنای کاربرد درست مفاهیم در متون اجتماعی،فرهنگی و تاریخی متفاوت است. معادل سازی مفهومی به معنای توجه به فضای مفهومی مفاهیم به کار گرفته شده در واحدهای اجتماعی و دوره های تاریخی  متفاوت است. پژوهشگری که قصد دراد مفاهیمی بسازد یا در تبیین خود به کار گیرد که تجربه های زندگی را در فرهنگ ها یا دوره های متفاوت تاریخی بازتاب می دهند، باید همسانی نسبی این مفاهیم را تاحد امکان پذیر کند. در غیر این صورت مفاهیمی را که فرهنگ صنعتی با وقت شناسی در فرهنگ کشاورزی به کل متفاوت است. معادل سنجی به معنای سنجش سازه ها و متغیرها به صورت یکسان در متون اجتماعی و فرهنگی گوناگون است. با این سنجش زمانی که در یک مقیاس طولی مطرح و به بازسازی رویداد تاریخی از حیث فاصله زمانی مورد نظر منجربه می شود. کار مشکل تر  می شود. در این صورت ، بر مبنای مجموعه ای از مفروضات و پذیرش پاره ای از احتیاط ها، کار تفسیر و تحلیل پیگیری می شود.» ( سید امامی،1386: 416-415)

 روش تطبیقی مورد محور

 این نوع از تحقیقات مقایسه ای کیفی بیشتر معطوف به صورت بندی تبیین های تاریخی است. محققان این دسته از تحقیقات بیشتر به خاطر در برداشتن برخی از ارزش ها و از سوی دیگر محدود بودن ، قابل شمارش بودن  و خاص بودن این نوع تحقیقات به سمت استفاده از این نوع روش علاقمند شده اند. در واقع مواردی گوناگون همچون راهبردهای تطبیقی  مبتنی بر استفاده از تیپ های ایده آل و بقیه ابزارهایی نظری به منظور تفسیر داده ها از سوی پیروان وبر به کار می رود، همچنین برخی از داده های تطبیقی برای بازنمایی نظریه یا تحلیل سازوکارهای علّی در میان مجموعه ای از موارد قابل مقایسه استفاده می کنند. نمونه ای از روش های تطبیقی مورد محور است.

   در این روش غالباً تفسیر تاریخی و تحلیل علّی اهداف پژوهش را مورد نظر قرار داده، که این نوع تفسیر به دنبال شناخت وقایع تاریخی یا مجموعه ای از رخداد ها و فرایندهای قابل مقایسه از طریق کنار هم  قرار دادن شواهد و ارائه تعمیم های تاریخی محدود- توآم با حساسیت به توالی تاریخی و زمینه  است، لذا محققانی که از این دسته تحقیقات استفاده می نمایند تمایل به شناخت موارد خاص دلیل ارزش ذاتی خود آن ها را در تفسیر مورد ارزیابی قرار می دهند، بنابراین غالب این دسته تحقیقات تحلیلی- علّی هستند؛ و هدف کلی این گونه پژوهش ها ارئه تعمیم های محدود دربارة علل گروهی از پدیده های تاریخی است که بر مبنای نظری تعریف شده اند. « به عنوان مثال برینگتون مور در کتاب ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی، فرایندهای نوسازی سیاسی در هفت کشور را بررسی کرده و بر خصایص تاریخی مشترکی که سه مسیر منجربه نوسازی سیاسی را سبب شده اند تأکید می کند. در حالی که مور در پی تفسیر این کشورها و نشان دادن ریشه های تاریخی مسیرهای مختلف استف ارائه تعمیم های علّی را بر تفسیر تاریخی مرجح می دارد. اما در برخی تحقیقات، ارائه تفسیر تاریخی مقدم بر تحلیل علّی است. برای مثال، در حالی که مقایسه های مورد محور در پژوهش های بندیکس بسیار اهمیت دارند. هدف اصلی وی تفسیر موارد است. وی تلاش زیادی در جهت ارائه تعمیم ها به خرج نمی دهد زیرا بر خاص بودن هر مورد به مثابه  نمونه ای از یک گونة نظری منحصر به فرد تأکید می کند. از همین رو، تفاوت های میان مواردی که بر می گیزند، بر شباهت های ان ها می چربد.» (ریگین،1388: 69) رویکرد مورد محور همانند تحلیل تاریخی- موردی نمی تواند به استدلال های تجربی تکیه نماید. «زیرا در تحلیل تاریخی- موردی ابتدا واقعه مشاهده شده می شود؛ آنگاه در متن تاریخی معین قرار داده و فرایندهای تاریخی و سلسله حوادثی که به تولید آن واقعه منجربه شده اند با هدایت تئوری جستجو می شوند. » ( ساعی،1386: 207)

 اهداف و ویژگی های  روش مورد محور

   در واقع هدف از بهره بردن از این روش را می توان در درجه اول برای شناخت روابط غیر متغیر به کار برد؛  در درجه دوم این روش برای نشان دادن الگوهای ثابت هم تغییری و نه تبیین کردن تغییرات به کار می رود. در مجموع اگر این روش ها در شکل اولیه خود و به صورت واقعی به کار روند در مقابل علّیت های چندگانه و ترکیبی ضعف دارند، اما در علم این نواقص آشکار روش های مورد محور فرصت هایی را برای بسط تمایزهای تجربی و نظری و دقت مدل ها و انواع تاریخی فراهم می کند. در درجه سوم هدف از تحلیل نتایج این دسته از روش ها این است که یافتن علل مشترک و توضیح دادن یک نتیجه مشترک را تبیین کند.

   یکی از ارزشمندترین ویژگی های این رویکرد این است که این روش دارای دیالوگ عمیقی است که میان ایده ها و یافته بر قرار می توان کرد. دوم اینکه هر مورد به مثابه کلیتی باید در نظر گرفت که محصول ترکیبی از علل است؛ که بررسی شده و تمام موارد به مثابه کل با یکدیگر مقایسه می شوند. سوم اینکه روش های مورد محور مستلزم آن است که محققان مفروضات خود را دربارة یکسان بودن موارد و شرایط کنار بگذرند. برای مثال در آغاز تحقیق فرض نمی شود که تمام موارد از جمعیتی نسبتاً یکسان استخراج شده اند، یا معنای تمام سنجش های مختلف از جمله حضور و غیاب متغیرها در بین  موارد مختلف یکی است. این انعطاف پذیری که وجه ممیز رویکرد مورد محور است، دیالوگ میان ایده ها و شواهد را تقویت می کند.

روش توافق

   این روش ساده ترین و سرراست ترین روش های میل است،  و غالباً به مثابه روشی نازل تر که ممکن است به تعمیم های تجربی نادرست بی انجامد در نظر گرفته شده است. استدلال روش توافق براین اساس است که هرگاه دو یا چند نمونه از یک پدیده تحت بررسی تنها در یک عامل علّی از میان چندین عامل علّی ممکن مشترک باشند، آن گاه آن عامل علّی که تمام نمونه ها در آن مشترک اند، علّت پدیده تحت بررسی به شمار می آید. این روش ساده بر این اصل استوار است که اگر پژوهشگری بخواهد علّت  پدیده خاصی را بداند، باید نمونه ای از آن پدیده را انتخاب کرده و عامل علّی که این  شرط را برآورده سازد علّت پدیده دانسته. اگرچه میل به تمام محققان توصیه می نماید که به دنبال علّتی باشند که در همة موارد مشترک است، اما احتمالاً علّت پنداشتن عاملی را ترکیبی از چندین شرط باشد نیز مجاز می انگارد.

    روش توافق در علوم اجتماعی تطبیقی سازوکار حذفی با خود به همراه دارد، برای مثال، « تصور کنید  محققی به علل شورش های دهقانی علاقه دارد و شواهدی از شورش های اصلی جمع آوری می کند. کمبود زمین، تجاری شدن شتابان کشاورزی، دهقان متوسط قوی، و سنت گرایی دهقانان و… از جمله عللی ممکن هستند.؛ تصور نمائید که تمام این علل در تحقیق اول وجود دراند، کدام یک علّت است؟ روش توافق محقق را وا می دارد تا بقیه موارد شورش های دهقانی را را نیز بیازماید تا هریک از چهار علّت احتمالی را حذف کند. برای مثال اگر نمونه ای از این شورش های دهقانی در منطقه یا کشوری فاقد دهقانان متوسط باشد، می توان عامل دهقانان متوسط را از فهرست تبیین های ممکن برای  شورش دهقانی حذف کرد. جست وجو برای یافتن مواردی که فاقد یکی از چهار شرط باشند تا زمانی که دیگران نتوانند علّتی را حذف کرد ادامه می یابد. علّت ( یا مجموعه علل) باقیمانده باید علّت های مهم در نظر گرفته شوند زیرا محقق نتیجه می گیرد همه شورش های دهقانی در این عامل مشترک بوده اند. اگر همه  موارد در چهار علّت مشترک باشند، آن گاه محقق نتیجه می گیرد که هر چهار شرط مهم هستند. …. پژوهشگران تطبیقی معمولاً این روش را زمانی که ابتداً با یک مورد سروکار دارند به کار می برند. آن ها برای آنکه تفسیر خود از زنجیره علّی  موجود در یک مورد مشخص را پشتیبانی کنند، مورد دومی را ذکر می کنند که در زمینه علّت و معلول با مورد اول توافق دارد……. روش  توافق ذاتاً به دنبال الگوهای فاقد اختلاف یا تفاوت است. همه نمونه های یک پدیده شناسایی می شوند و محقق تلاش می کند تا مشخص سازد کدام یک از علل ممکن در همه نمونه ها منشاء تاثیر است. بنابراین ، امری ثابت ( مثلاً شورش دهقانی) با امر ثلبت دیگری ( مثلاً تجاری شدن شتابان کشاورزی- البته اگر در همه موارد مشترک باشد) تبیین می شود. برای مثال، این واقعیت که همه نمونه های  شورش دهقانی شاهد تجاری شدن شتابان کشاورزی بوده اند، تضمین نمی کند که تجاری شدن کشاورزی سبب شورش دهقانی شود. ممکن است تجاری شدن شتابان کشاورزی و شورش دهقانی خود متأثر از علّت سومی ( مثلاً، برهم خوردن تعادل سیاسی میان دولت و اشراف زمیندار که منجربه افزایش قدرت زمینداران بزرگ شده است) بوده و رابطة مشاهده شده میان ان ها کاذب باشد. میل عقیده داشت تنها راه اطمینان یافتن از درستی زنجیره ای علّت- معلول تلاش برای باز آفرینی آن به صورت آزمایشگاهی است.» ( همان: 71-70)

 این روش دارای این محدودیت و خطا است که  به طور کامل نمی تواند به پرداخت و شناخت علّیت های چندگانه بپردازد. با توجه به مثال قبل اگر شورش های دهقانی ناشی از رشد شتابان تجاری  شدن کشاورزی یا کمبود زمین حاصل شده باشد، آن گاه مواردی وجود دارند که شورش های دهقانی تنها ناشی از رشد شتابان تجاری گردیدن کشاورزی بوده است، و حتی مواردی مشاهده می شود که این شورش ها ناشی از تشدید کمبود زمین شکل گرفته است. به کاربردن این روش توافق میل باعث شده که هر دو علّت بیان شده از گرونه علّی حذف شوند، این امر منجربه این مسئله و محدودیت می گردد که  به هنگلم استفاده از علّیت های چندگانه استفاده از روش توافق میل نادرست است. بر این اساس میل به استفاده  بی رویه از روش توافق هشدار داده و محققان را به امکان بهره برداری از تکنیک روش تفاوت از طریق طرح های آزمایشی تشویق کرده است. برخی از محققان چون اسکاچپول معتقدند که محققان تطبیق می توانند از روش تفاوت جان استورات میل که مستلزم مقایسه های طولی است، مورد بهره برداری قرار دهند، که در این روش حداقل در یک علّت ان هم علّت موثر با هم موارد متفاوت خواهند بود. به عنوان مثال شرایط روسیه سال 1905 و سال1917 را در نظر آورید، هرچند که این دو واقعه دارای شباهت های بسیاری است، اما تفاوت کلیدی آشکار میان این دو واقع در این است که روسیه 1917  شرایط روسیه 1905 را تجربه کرده، در حالی که روسیه 1905 چنین تجربه ای را نداشته است.، بنابراین روش تفاوت ممکن است برای محققان به مثابه روشی نظری به کار رود.

 

 روش تفاوت غیر مستقیم

 این روش در جهت کاربرد مضاعف روش توافق میل بیان نموده است. فرض کنید محققی فکر می کند که رشد شتابان تجاری شدن کشاورزی سبب شورش های دهقانی است. محقق ابتدا باید نمونه هایی از شورش های دهقانی را  شناسایی کرده تا ببیند آیا تجاری شدن شتابان کشاورزی در آن ها وجود دارد. اگر چنین باشد، آن گاه وی نمونه هایی از فقدان شورش های دهقانی در میان جوامع کشاورزی را بررسی می نماید  تا فقدان تجاری شدن شتابان رشد کشاورزی را در این جوامع مطالعه کند. در واقع حضور و یا عدم حضور این موارد به صوورت متقاطع در این جوامع بررسی می گردد. اگر در تمام موارد بررسی شده خانه های (حضور / حضور یا غیاب/ غیاب )یک جدول 2*2 قرار دارد،ان گاه مؤید این مطلب است که تجاری شدن شتابان کشاورزی علّت شورش دهقانی است. بنابرای روش تفاوت غیر مستقیم مستلزم تقاطع دانستن علّت ها و معلول ها است، این روش برای همانند روش توافق برای تثبیت الگوهای فاقد واریانس به کار می رود، این روش به بررسی روابط ناقص یا احتمالی در عرصه نظریة آماری معطوف است. میل به این مسئله عقیده دارد که در حالت ایده آل دومین مجموعه موارد ان هایی که فاقد علّت و معلول می باشند باید مبنایی برای رد فرضیات رقیب فراهم کنند.

   بنابراین با توجه به مثال قبل ممکن است در مواردی شورش های دهقانی و تجاری شدن شتابان کشاورزی در برخی از جوامع دهقانی وجود داشته باشد و کمبود زمین یک تبیین ممکن برای شورش های دهقانی نیز در آن مشاهده شود. و حتی در برخی از موارد هر دو متغیر تجاری شدن شتابان کشاورزی و شورش های دهقانی را  در جوامع نداشته باشیم، ولی بازهم کمبود زمین به عنوان یکی از علل مشاهده شود. بنابراین محقق بر مبنای مشاهده این الگو می تواند نقش علّی کمبود زمین در تبیین شورش های دهقانی را رد نماید، زیرا در دومین مجموعه موارد شورش مشاهده نشده است. به طور کلی روش تفاوت غیر مستقیم سه مرحله دارد: دوبار استفاده از روش توافق ( تنظیم جدول متقاطع و معلول ها)  و مرحله سوم مستلزم رد کردن تبیین های تک عاملی از طریق مقایسه زوجی است. این روش دارای نواقصی در برابر علّیت چندگانه بوده است. به عنوان مثال « اگر کمبود زمین و تجاری شدن شتابان کشاورزی هر دو مستقلاً علّت شورش های دهقانی باشند، ممکن است مواردی از شورش های دهقانی به واسطة تجاری شدن شتابان کشاورزی و در غیاب کمبود زمین و بالعکس رخ دهد. اگر محققی بخواهد نمونه هایی از کمبود زمین را بررسی کند، تناظری میان کمبود زمین  و شورش ها خواهد یافت. با این حال مرحلة دوم روش تفاوت غیر مستقیم به این نتیجه منتهی می شود که کمبود زمین- سبب شورش دهقانی می شود؛ بنابراین، نمونه هایی از فقدان کمبود زمین که در آن ها شورش رخ داده است وجود دارد. تحقیق مشابه درباره تجاری شدن شتابان کشاورزی در آن ها مشاهده نمی شود. به زبان آماری تقاطع دادن جداگانه متغیر وابسته با هریک از متغیرهای علّی به نفی تاثیر علّی هر دو متغیر مستقل می انجامد.» ( همان:75)

 با توجه به این مباحث اصلی ترین تمایزی که بین دو روش مطرح شده از سوی میل در این است که1- روش تفاوت غیر مستقیم از موارد منفی برای استحکام بخشیدن نتایج به نسبت روش توافق بهره مند می گردد. 2- روش تفاوت غیر مستقیم عموماً بر روش توافق ارجحیت دارد، با این حال در برخی از تحقیقات مجموعه موارد منفی به خوبی مشخص نشده است و نمی توان از روش غیر مستقیم بهره برد.

 

 کاربرد عملی روش های مورد محور

 این روش ها غالباً در بستر سازی نظریه های جدید دخالت دارند، ماهیت نظریه زایی این نوع تحقیقات در اغلب کاربردهای اولیه این روش ها نظیر استفاده از روش توافق برای حل تناقضی ساده- نیز آشکار است. این نوع تناقض نوعاً دارای چنین شکلی است که موارد A و B ارتباط با هم تفاوت داشته، با این حال هر دو  مورد، واقعهY را تجربه نموده اند. آیا آنچه به شباهت های میان  AوB  ارتباط علّی دارد می تواند این واقعه مشترک را نیز تبیین کند؟ بنابراین هدف این تحلیل یافتن علّت های مشترک و رسیدن به نتیجه مشترک از طریق تشریح نمودن رابطه علّی این دو مورد می باشد. در مقابل زمانی که AوB   خیلی باهم تفاوت داشته باشند  یافتن علل مشترک دشوار است. هر قدر AوB   متفاوت باشند تناقض مشهود بیشتر جلوه گر شده و شناخت عوامل علّی مشترک دارای چالش های بیشتری بر سر را داشته است.

در مطالعه تطبیقی مورد محور، نظریه پردازی و دسترسی به الگوها و مدل های نسبتاً عام مطرح است، نمونه ای  از این امر  می توان در کار جان فوران دید. بر اساس دستگاه نظری فوران که مبتنی بر رهیافت چند علّتی است برای اینکه یک انقلاب اجتماعی موفق شکل بگیرد  پنج عامل علّی را را باهم ترکیب می کند. که عبارتند از «1- توسعه وابسته.2- حکومت سرکوب گرا، انحصاری و متکی به شخص. 3- شکل گیری و تبلور فرهنگ های سیاسی مقاومت و بحران انقلابی.4- رکود اقتصادی.5- ارتباط باز با نظام جهانی یا امکان نفوذ خارجی.» ( فوران،1382: 300) وی این دستگاه نظری را با روش تطبیقی مورد محور آزمون کرده است. به نظر وی در صورت حضور عوامل یادشده باید انتظار تحقق انقلاب را داشت. او ریشه های انقلاب را در کشورهای که تجربه انقلاب را به صورت موفق داشته اند. در قالب جدولی بیان کرده است.

جدول 4. ریشه های انقلاب اجتماعی موفق در جهان سوم

کشورها

ساختار اجتماعی

دولت

فرهنگ های سیاسی

ترکیب عوامل روابط بین المللی

پیامد

مکزیک

توسعه وابسته بر اساس تشکیلات راه آهن، نفت و کشاورزی تجاری

دیکتاتوری نان و چماق دیاز

ملی گرایی- اصلاحات ارضی- آزادی خواهی

غفلت  ایالات متحده از 1910 تا 1912 و جنگ جهانی اول- رکود شدید اقتصادی 1907و 1908

ائتلاف گسترده و جنگ داخلی پیچیده

کوبا

توسعه وابسته به رهبری ایالات متحده در زمینه نیشکر و جهانگردی

دیکتاتوری باتیستا

آمیزه ای از ملی گرایی، دموکراسی

عدالت اجتماعی

کاسترو

عدم حمایت امریکا در 1958/ آشفتگی اوضاع به دنبال شورش

موفقیت ائتلاف گسترده و پایه چریکی

نیکاراگوئه

رونق کشاورزی تجاری در دهه های 1960 و 1970

حکومت سرکوبگر سموزا

ملی گرایی و عدالت اجتماعی/ آزادی خواهی مذهبی ساندیست ها

سیاست حقوق بشر کارتر/ بحران پس از زمین لرزه 1972-1978

موفقیت ائتلاف گسترده و پایه چریکی

ایران

توسعه وابسته رهبری دولت به اتکای درآمد نفت

شاه

اسلامی و عرفی

پایان رونق قیمت نفت 1976-1978

گستره و پایه ای مردم غیر مسلح

چین

اتخاذ  شیوه های کشاورزی تجاری و صنعتی شدن

دیکتاتوری چیانگ کای- شک / حزب کومین تانگ

مقبولیت گسترده حزب کمونیست

یورش ژاپنی ها/ غفلت غرب/ تورم شدید سال های پس از جنگ جهانی دوم

موفقیت ائتلاف گسترده و پایه چریکی

 

(همان:299)

 در این روش سه راهبرد مطرح می باشد.

< >ابتدا پژوهشگر باید در پی شناخت و شباهت های موارد تحقیق باشد که در میان کشورها، ملت ها و یا جوامعی که دارای واقعه یا رخداد مشترک در ان ها اتفاق افتاده یا در حال وقوع می باشد.محقق باید تلاش نماید تا نشان دهد که شباهت های مشاهده شده با واقعه تحت بررسی ارتباط علّی دارد. پژوهشگران می کوشند تا بر اساس شباهت های شناسایی شده تبیین های عام را صورت بندی نمایند. با توجه به انچه که در سطور قبل بیان کردیم کاربرد ساده و سر راست این روش بیانگر همان روش توافق میل می باشد. همچنین این روش از راهبرد قیاسی استفاده می برد تا بتواند از مقولات نظری برای سروسامان دادن به تشابهات و تفاوت ها  که دارای مدخلیت علّی می باشند بهره ببرد. از سوی دیگر هم این رهبرد استقرایی است تا بتواند محقق با آزمودن موارد تجربی مشخص نماید که کدام یک از تشابهات و تفاوت ها که دارای مدخلیت علّی دارند، به کار می آیند، با توجه به این راهبرد در این مرحله از تحقیق تبیینی عام بر اساس مبانی تشابه شناسایی شده و تدوین می گردد.، به این ترتیب، این امر به مفهوم سازی و ارتقای  ایده های نظری اولیه می انجامد.

 

 نمونه هایی این راهبرد در مطالعات علوم اجتماعی تطبیقی بسیار فراوان است. پژوهشگران غالباً بسیار میل هستند که موارد تحت بررسی را تا حد ممکن شبیه به یکدیگر انتخاب کنند تا طرح های تحقیق های شبیه آزمایش ایجاد کنند. به عنوان مثال محققان معمولاً بررسی خود را به کشورهایی که به لحاظ متغیرهای نظری شبیه به هم شباهت دارند محدود می کنند. این استراتژی به این دسته محققان این امکان را می دهد تا برخی متغیرهای سردرگم و گیج کننده در تحقیق را کنار گذارند. برای مثال افورد  در 1963 در بررسی تاثیر شهرنشینی و صنعتی شدن بر رابطة میان طبقه اجتماعی و حمایت از احزاب، تنها دموکراسی های انگلیسی زبان با نظام های انتخابی تکثر ساده را  بررسی می نماید. از آن جا که تفسیر رابطة  طبقه اجتماعی و حمایت از احزاب در نظام های انتخاباتی مبتنی بر توزیع کرسی ها به نسبت آراء کسب شده متفاوت است، باید تأثیر نظام انتخاباتی ثابت نگه داشته می شد.

 این راهبرد اگر چه شبه آزمایش است لیکن دارای مسائل خاص خودش را دارد. استراتژی اول که بیان شد با پیچیدگی ناشی از تفاوت های موهوم خصایص که  ظاهراً متفاوت هستند اما در سطح بالاتری از انتزاع به لحاظ علّی، معادل یکدیگر می باشند.استراتژی دوم تحت تاثیر پیچیدگی ناشی از عکس تفاوت های موهوم یا همان اشتراک موهوم است. در این استراتژی شناخت تفاوت هایی که به لحاظ علّی اهمیت دارند کلید موفقیت است. با این تفاصیل ممکن است دو مورد ظاهراً دارای ویژگی های مشترکی باشند که پژوهشگر آن را به مثابه خصایص مشترک شناسایی کند؛ حال آن که این خصایص ظاهراً مشترک اهمیت علّی کاملاً متفاوتی داشته باشند. در مجموع تفاوت و اشتراک موهوم به صورت پنهان بر تحقیق مورد محور تاثیر می گذارند، علّیت ترکیبی چندگانه در این تحقیق دربردارنده تفاوت و تشابه موهوم است. ارائه چنین استدلال هایی علّی زمینه ضرورتمندی این تحقیق را در مطالعات علوم اجتماعی بیان می کند. زیرا مسئله همین است که نشان دهیم چگونه موارد نسبتاً نامتشابه می توانند واقعه ای یکسان را تجربه کنند، و چگونه موردهایی نسبتاً مشابه نتایج متفاوتی را شاهد هستند. بر این اساس ممکن است تشابهات و تفاوت های میکانیکی قابل شناخت و مشاهده اندک باشند، و پژوهشگر باید بر اینکه چگونه علل در بستر های متفاوت با هم ترکیب می شوند تا نتایج یکسان یا متفاوت ایجاد کنند متمرکز شود.

 

راهبردهای مورد محور

 با توجه به اینکه محققان این روش ها غالباً تحلیل علّی، تحلیل تفسیری و مفهوم سازی را در جریان مطالعات خود دنبال می نمایند، باید به طور خلاصه به برخی از راهبردهای این کرد به صورت مختصر در سطور ذیل اشاره نمائیم.

 اول) این روش ها طوری طراحی شده اند تا الگوهای تاثیر علّی فاقد واریانس و تؤام با هم تغییری ثابت را نشان دهند. جدول متقاطع علّت ها و تاثیرات به شرطی معتبر دانسته می شود که تمام موارد ناهمخوان را نیز بهنحوی تشریح می نماید.

دوم) این روش به توزیع فراوانی انواع موارد حساسیتی ندارد. یک مورد می تواند در  رابطة علّی بر قرار شده بر مبنای مشاهدات فراوان تردید ایجاد کند. اصلاً مهم نیست که فراوانی موارد خانه های " حضور/ حضور" و " غایب/ غایب" جدول متقطع علل و تاثیرات چیست. اگر یکی از این خانه های این جدول متقاطع بیانگر رابطه ای باشد که با رابطة علّی برقرار شده در معرض تردید است و محقق باید این مورد ناهمخوان را تشریح می کند.

 سوم) روش های مورد محور محققان را وا می دارند تا موارد را به مثابه موجودیت های  کلی در نظر بگیرند. موارد به مثابه کل و نه  مجموعة متغیرها مطالعه می شوند. علاقه به تفسیر کردن موارد خاص و موشکافی کردن ترکیب های علل و مجموعه های علّی که مسبب بروز  وقایع خاص می شوند، محققان را به بررسی موارد به مثابه کل ترغیب می کند.

 چهارم) روش های مورد محور موجب دیالوگ پرباری میان ایده ها و یافته ها می شود. از آن جا که این روش ها رویکرد منعطفی نسبت به داده ها دارند- پیش فرض های ساده کننده اندکی بر داده ها تحمیل می کنند. بررسی شواهد را محدود نمی سازند و محقق را وادار نمی کنند تا برای تبیین تفاوت ها شرایط علّی مختلف را در تضاد با یکدیگر ببیند. بلکه برای بررسی چگونگی ترکیب شدن علّت ها در بسترهای متفاوت و ایجاد نتایج متفاوت فراهم می کنند.

 

 محدودیت روش مورد محور

 زمانی این رویکرد خوب عمل می کند که تعداد موارد برای بررسی کم باشد، مقایسه بین دو یا چهار مورد مثبت با همین تعداد مورد منفی را می توان  مدیریت کرد. اما هنگامی که تعداد موارد و عوامل علّی افزایش یابد، استفاده از رویکرد مورد محور را دشوار می نماید. به عنوان مثال در تحقیقات پیمایشی که با صدها پاسخگو مواجه هستیم و مطالعات کمی بین کشوری  شامل نمرات اختصاص یافته به متغیرهای متناظر با هر کشور است.

   نه تنها شناسایی شباهت ها دشوار تر است، بلکه اساساً خود مشابهت ها نایاب تر می شوند. برتی مثال برینگتون مور در کتاب ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی که یکی از بهترین نمونه های تحقیق تطبیقی است، تنها 8 کشور را بررسی می کند. 7 مورد از آن ها نمونه های مدرنیزاسیون موفقیت آمیز هستند و مور در میان آن ها سه دسته  را بیان می کند. دموکراتیک، فاشیستی و کمونیستی. وی از روش تفاوت غیر مستقیم استفاده می کند تا نسبت دادن این 7 کشور به سه گونه فوق را توجیه کرده و هم زمان شباهت ها و تفاوتی مهم آن ها را دریابد. این 8 مورد موفق با هند در تقابل با هند به مثابه نمونة عدم موفقیت آشکار در مدرنیزاسیون قرار داده است. در مجموع  باید بیان نمائیم که ماهیت این روش در این است که تعداد موارد و تعداد شروط علّی را که محقق قادر به آزمودن ان ها است محدود می کند.

 

  روش تطبیقی متغیر محور

    این رویکرد تاکید بر شناسایی وقایع مشخص شده می نماید که تاکید بر بحث و تشریح روابط شناسایی شده این وقایع در بین  جوامع و کشورها نموده است، و بیشتر بر تصوراتی که نظریه ها از پدیده های اجتماعی کلان ارائه می دهند. بیشتر معطوف خواهد بود. کاربرد این رویکرد بر این اساس است که نظریه های اجتماعی کلان نگر را به توان به کمک داده های فراوانی که از کشورها درباره موضوعی بدست آمده است، تحلیل نماید. این رویکرد از بسیاری جهات نسخة کلان تر از جامعه شناسی سازمان ها است. همچنین این رویکرد در جامعه شناسی تغییرات اجتماعی و فرهنگی با رویکرد ارزش ها آنچه که اینگلهارت در طی موج های اول تا ششم در قالب تحولات فرهنگی جوامع صنعتی پیشرفته بدست آورده است  دستاوردی از این رویکرد محسوب می گردد.

در این رویکرد داده ها و اطلاعات جمع آوری شده تصاویری از فرایندهای ساختاری از  دولت- ملت ها را  بیان می کند. بنابراین ویژگی های ساختاری و روابط درونی آن ها را می توان در قالب متغیرها و همبستگی میان آن ها نمایش داد. به عبارت دیگر در این رویکرد از طریق آزمون همبستگی های میان متغیرها، می توان تعمیم های تجربی درباره فرایندهای ساختاری تعداد زیادی از واحدهای اجتماعی کلان معمولاً دولت – ملت ها ارائه داد. بر این اساس تبیین در راهبرد متغیر محور غالباً متضمن ارجاع به ویژگی های ساختار اجتماعی است.

 

 اهداف رویکرد متغیر محور

< >هدف این رویکرد این است که با ارائه تبیین پدیده اجتماعی کلان،  و تعمیم پذیری آن،  قصد دارند، پیچیدگی پدیده اجتماعی را در سطح جوامع و میان کشورها در یابند. البته این تعمیم پذیری و پیچیدگی در بهترین حالت تبیینی ناقص است.هدف این رویکرد بیشتر تعمیم پذیری است، و بر پیچیدگی گزاره های احتمالی درباره گروه وسیعی از پدیده ها ارجحیت داده می شود. هدف این است که محققان فرضیات ماخوذ شده خود را از نظریات عام بیازمایند، نه از آنکه شرایط تاریخی منجربه پیدایش  وقایع مختلف را آشکار کنند و همین امر باعث گرایش به تعمیم پذیری و چشم پوشیدگی از پیچیدگی است. هدف این است که در این رویکرد از  فرضیه های مأخوذ از نظریه را آزمون کرد.هدف این رویکرد این است که به تبیین های صرفه جویانه که هدف مهم و اغلب بیان نشده تحلیل آماری است، مورد نظر می باشد. 

 

نظریه آزمایی و رویکرد متغیر محور

در این رویکرد توجه بیشتر به عناصر نظریه آزمایی است. بنابراین محقق لازم است به مقدار قابل توجهی شواهد مناسب را جمع آوری نماید و تکنیک های تحلیلی را که حساب شده و محافظه کارانه است به کار ببرد. در این رویکرد محققان باید روابط میان خصایص کلی ساختارهای اجتماعی را که در قالب متغیرها بیان می گردد، مورد مطالعه قراردهد. ساختارهای نظیر دولت – ملت ها  که دارای  ویژگی های ساختاری هستند، و بر یکدیگر اثر می گذارند. و تغییر در برخی خصایص سبب تغییر بقیه خصایص می گردد، که این مسائل نیز به نوبه خود تغییراتی در بقیه ویژگی های ساختار اجتماعی ایجاد می کنند. 

   این رویکرد در منطق نظریه آزمایی خود.

اول) باید بر این تمرکز نماید که  قلب متغیرها و روابط بین آن ها را مشخص نماید.

 دوم) باید به تبیین های رقیب برای پدیده تحت بررسی در قالب متغیرهای صورت بندی شده توجه نماید، که معمولاً یک متغیر مرتبط با ساختار اجتماعی است. براین اساس تبیین های رقیب در این رویکرد نقش مهمی دارد. زیرا از طریق این تبیین آزمون نظریه مد نظر  در مقایسه با سایر نظریات آزمون شود.

سوم) باید سنجه های مناسبی برای هریک از متغیرها به کاربرده شده در گزاره ها تدارک دید، و پژوهشگر باید روایی و اعتبار این سنجه ها را در مقابل تبیین های رقیب بیآزماید.

 چهارم) در این رویکرد باید محقق به تحلیل آماری همبستگی ها میان متغیرها ( هم مقطعی و هم طولی) برای ارائه تعمیم های تجربی با نظریه در جهت فرایندهای ساختاری مندرج نظریه فراهم آورد.، این تحلیل راهی برای عملیاتی کردن اصول علّیت ساختاری گام بر داشته است.

 پنجم) در این رویکرد بر اساس نظریه آزمایی تبیین های صرفه جویانه باید بکار برد، زیرا این تبیین مبتنی بر ذکر تعداد محدودی متغیر بر تبیینی که تعداد زیادی متغیر را به کار می گیرد برتری دارد. تا هنگامی که تبیین صرفه جویانه توضیحی قانع کننده درباره پدیده تحت مطالعه ارائه می نماید؛ یا متغیرهای افزوده شده توسط تبیین های رقیب مقدار واریانس تبیین شده از متغیر وابسته را به اندازه معناداری افزایش نخواهد داد.

ششم) در این رویکرد و بر اساس نظریه آزمایی تحلیل آماری، تاکید بر الگوهای آشکار متکی بر  بررسی پهنانگر یک پدیده در بستر های مختلف حاصل شده، از این رو غالباً اثر عوامل محلی و خاص که بر پیچیدگی های می افزاید خطا تلقفی می شود، که اینگونه خطا تلقی نمودن با هدف کلی دستیابی به تعمیم پذیری به هزینه صرف نظر کردن از شناخت پیچیدگی ها سازگار است.

 

کاربرد تکنیک های کمی رویکرد متغیر محور و داده های بین کشوری

راهبرد این رویکرد بر ویژگی های ساختار اجتماعی، که در قالب متغیرها بیان می گردد و تأکید بر آزمون فرضیات و تکنیک های رگرسیون چندگانه می کند متمرکز است. این تکنیک ها به محقق این اجازه می دهد تا بر مبنای تحلیل مجموعه ای از یافته های نسبتاً کوچک گزاره های کلان درباره الگوهای مشترک میان جوامع ارائه می دهد.

 کاربرد تکنیک های آماری چند متغیره به این دلایل برای مطالعات علوم اجتماعی تطبیقی دارای فواید متعددی است.

اول) این تکنیک های کمی به علوم اجتماعی تطبیقی این امکان را داده است تا همزمان بیش از چند مورد معدود را مطالعه نماید.

 دوم) این امر سبب علاقه مجدد محقق به یافته های بین کشوری شده است. چنین علاقه ای  در جهت کمی سازی و امکان آزمون دقیق نظریه بسیار سودمند است.

سوم) این تکنیک ها در جهت کمی سازی خصایص ساختار اجتماعی آزمون  نظریات کلان نگر دربارة روابط میان خصیصه ها ساختاری ممکن می سازد.

چهارم) به پژوهشگران این امکان را داده تا به هنگام آزمون نظریه تبیین های رقیب را با دقت بیشتری لحاظ نماید. زیرا رد نمودن تبیین های رقیب نقش اساسی در نشان دادن تبیین برتر دارد.

پنجم) استفاده از تکنیک های کمی باعث شده تاحدی این رویکرد نسبت به رویکرد مورد محور عمومیت بیشتری در مطالعات علوم اجتماعی تطبیقی داشته باشد، زیرا رویکرد مورد محور در ارزیابی  و نتایج بدست آمده از نتایج داده های کشورها بسیار شخصی است، در حالی که در این رویکرد ارزیابی و نتایج بدست آمده از داده های کشوری قلمرو شخصی نیست و عام تر است.

ششم) کاربرد تکنیک های آماری باعث شده که در ارائه نتایج و ارزیابی محتاطانه تر گام برداشت. متغیرهای  مستقل به کاربرده شده در این رویکردها عموماً با  هم همبستگی زیادی دارند، لذا مانع از آن هستند که علّت ها بدون ابهام و صریح شناسایی شوند و بخت آنکه هر متغیر به صورت جداگانه تاثیر قابل توجهی داشته باشد، کاهش  می یابد. بعلاوه، آزمون های معناداری، که بخش مهمی این رویکرد است،

 هفتم) این تکنیک ها در تقابل با گرایش برخی محققان تطبیقی است که وقتی با تعداد زیادی موارد ناهمخوان مواجه می شوند، تمایل دارند تا تبیین هایی بسیاری اختصاصی و محدود ارائه دهند.

تاکید بر کنترل آماری یکی از خصایص اصلی روش های متغیر محور است. اگر چه تمایزات مهم کنترل آماری و کنترل آزمایش در ابهام قرار گرفته است. در این رویکرد محقق در تحلیل آماری چند متغیره سعی می کند اثر یک متغیر مستقل را بر متغیر وابسته جدا از اثر متغیرهای کنترل ارزیابی نماید.  به طور کل تکنیک های کنترل آماری و تحلیل چند متغیره بر دیالوگ میان ایده ها و شواهد در پژوهش کمی بین کشوری تاثیر زیادی دارد. بنابراین مباحث مربوطه به دقت بر دیالوگ میان ایده ها و شواهد  سایه انداخته است.

 با توجه به آنچه که در سطور قبلی در حوزه رویکرد مورد محور و متغیر محور به طور خلاصه بیان کردیم پورتا طی جدولی به صورت مقایسه ای پژوهش های مورد محور و متغیر محور را به تصویر کشانده است که در سطور ذیل به آن ها اشاره می نمائیم. 

                             جدول5. مقایسه تحقیق متغیر محور و مورد محور

موارد

متغیر محور

مورد محور

موردها

بدون ذکر نام نشناخته تبدیل شده به متغیرها

با ذکر نام ( واحدهای پیچیده)

مفاهیم

از قبل تعیین و تعریف عملی- شده

ساخته شده طی تحقیق

استقلال موردها

فرض می شود که موردها مستقل از یکدیگرند

معطوف به فرایند تحلیل نظامند

تعداد موردها

افزایش موردها تا حد امکان

محدود بودن تعداد موردها

تعداد متغیرها

کاهش تعداد متغیرها به مند طرح پژوهشی ( مشکل درجه آزادی)

توصیف  و سیع و فربه ( شمارش کامل متغیرها از موردهای شناخته شده)

انتخاب مورد

انتخاب تصادفی یا بر مبنای متغیر وابسته

انتخاب موردهای پارادایمی

تنوع

تنوع در خصایص و جستجوی تعمیم ها در حوزه ها و یا نظام های فرعی تحت مطالعه

تنوع در فهم به واسطه شنخت تفاوت ها و یا کسف تنوع

زمان

توجه دوره ای

توجه به فرایندها و نتایج زمانی و لحظات پر حادثه و مهم

 

(پورتا،2008: 204 به نقل از غفاری،1389)

 

 تحلیل کیفی جبر بولی

    منطق جبر بولی روش شناسی ضمنی و تلویحی تحقیقات تطبیق- تاریخی بوده است. از سوی دیگر با استفاده از این تحلیل می توان تکنیکی ارائه نمود که تحلیل گران بتوانند با ترکیب های متفاوت از تبیین کننده ها به مثابه علل یک نتیجه ( معلول) واحد کار کنند.

    ریگین این تکنیک را تحلیل کیفی تطبیقی نامید که مبتنی بر جبر بولی یا بسطِ بولی منطق مقایسه اسمی استورات میل، یعنی روش های توافق و تفاوت غیر مستقیم بود. این فن، بر خلاف روش های مورد استفاده میل، امکان تحلیل علّیت چندگانه و اثرات تعاملی متغیرها را می دهد. با وجود این، همانطور که ریگین خاطر نشان داده است تکنیک تحلیل کیفی تطبقی دقیقاً مثل روش های توافق و تفاوت غیر مستقیم میل، ماهیت منطقی و غیر آماری ( غیر احتمالی) است. « به کارگیری تکنیک جبر بولی در تحلیل تطبیقی- تاریخی، ابزار سودمندی برای تحلیل مجوعه داده هایی با N متوسط ( 10 تا 50) مورد است، به بیان دیگر، بهترین حالت برای استفاده از رویکرد جبربولی یا تکنیک تحلیل تطبیقی کیفی ریگین هنگامی است که با N متوسط سروکار داریم. با تعداد بسیار اندک موردها، هر مورد ممکن است واجد یک ترکیب خاص از خصایص باشد. که مزیت تئوریکی ناچیزی را برای این تکنیک تطبیق به بار می آورد. همچنین با در اختیار داشتن، تعدا زیادی از موردها، تحلیل لگاریتم خطی یا تحلیل فراوانی ترکیبی احتمالاً از مناسبت بیشتری برخوردارند.» ( طالبان،1388: 459-458) 

   استفاده از این تکنیک هرچند که دارای پیچیدگی های خاص خودش را دارد، دارای مزایای است « نخست جبر بولی امکان مقایسه موارد (کشورها یا پدیدهای) بسیار بیشتری از مقایسه سنتی را می دهد. نگاهی به آثار مقایسه ای بزرگ اسکاچپول نشان می دخد  که تعدا کشورهای مقایسه شده بسیار اندک ( 3 تا 7 مورد) است . در مقایسه سنتی همین که تعداد موارد اندکی افزایش  می باید، کار مقایسه های متعدد برای یافتن شرایط لازم و کافی بروز پدیده ها به تدریج دشوار می گردد. با ریگین می توان تا 25 مورد هم با یکدیگر مقایسه کرد. به همین منظور به روش ریگین مقایسه با تعداد میانگین موارد ( نه با موارد معدود و نه با موارد زیاد )  گفته می شود. » ( کوثری،1386: 149) 

   در این تکنیک پنج ویژگی ایده آل راهبردی ترکیبی که برای پژوهش تطبیق  می توان مطرح کرد در این تکنیک قابل ارائه است. «الف: توانایی آزمودن تعداد موارد زیاد. ب: توانمدی در پرداخت به ترکیبات علّی پیچیده. ج: توانایی ارائة تبیین های صرف جویانه ( در صورت تمایل محقق) د: توانایی تحقیق روی موارد به مثابه کل و مثابه جزء هـ: توانایی ارزیابی تبیین های رقیب.» ( ریگین،1388: 169)

 آیا این تکنیک ابزارهای لازم را برای چنین ایده آلی فراهم می کند؟

اولاً این تکنیک می تواند بسیاری از موارد را بررسی کند. در اصل تعداد واقعی موارد اهمیت چندانی ندارد، در این تکنیک اگر موارد زیادی از نظر مقدار متغیرهای علّی مشابه باشند، همگی در قالب یک ردیف از جدول نمایش داده می شود. زیرا در عمل یکی می باشند. در این تکنیک ترکیب های مختلف و متنوعی از مقادیر  موجود و مقدار خروجی منتسب به آن ها؛ و نه با تعداد موارد مشاهده شده از هر ترکیب سروکار دارد. تعداد ترکیب های علّی که منطقاً وجود آن ها امکان پذیر است.

ثانیاً روشن است که در این تکنیک به الگوهای پیچیده تعامل- الگوهای علّیت ترکیبی چندگانه می پردازد. در واقع رویکرد بولی با فرض حداکثر پیچیدگی علّی آغاز شده و به هر ترکیب شرایط عّی نیز مقدار خروجی خودش تخصیص داده می شود. بنابراین این پیچیدگی به طور منطقی و با بهره گیری از چند اصل بولی پایه ای ساده می شود. این رویکرد با رویکرد آماری که با فرضیات ساده کننده آغز می شود تفاوتی بنیادی دارد.

ثالثاً این تکنیک به کمک رویه های خلاصه سازی قادر است تبیین های صرفه جویانه ای ارائه دهد. مسئله صرفه جویی در اصل مسئله تقلیل داده ها بر مبنای نظریه است. تمام تکنیک های تقلیل داده سبب صرفه جویی می شوند. ساخت ماتریس داده های خام نیز خود نوعی صرفه جویی است- زیرا تا اندازه زیادی از پیچیدگی کاسته می شود. به عبار تی بر پیچیدگی فائق آمده و به متغیرهای کدگذاری شده بدل می شود. اما تبیین های صرفه جویانه چیزی فراتر از تقلیل داد ساده و پیوند دادن علل و تاثیرات آن ها بر اساس بنیانی نظری و معنادار ( به عبارتی قابل تفسیر) است.

رابعاً این تکنیک هم کل گرا و هم تحلیلی است؛ و موارد را هم به صورت کل هم و هم در مقام جزء بررسی می کند. موارد در هر تحلیل بولی به مثابه ترکیبی از اجزاء در نظر گرفته می شوند. این ترکیب ها می توانند در موقعیت های مختلف تفسیر شوند. این اصل بنیادی کل گرایی که برای تغییر دادن هر بخش از کل- یا حداقل هر عنصری- باید ویژگی کل را تغییر داد، بنیانی فرانظری برای این شیوه مشاهده موارد فراهم می آورد. چنین رویکردی آشکارا در تضاد با غالب رویکردهای آماری است که هدف آن ها برآورد کردن اثر هر متغیر ( یا اهمیت علّی هر بخش) در محدوده تمام مقادیر بقیه متغیرهاست.

 خامساً می توان این تکنیک را برای ارزیابی تبیین های مختلف به کار برد. یکی از نقایص مطالعات مورد محور این است که معمولاً حول دیدگاه واحدی سازمان می یابند. غالباً موارد به صورت گزینشی و برای نشان دادن و تائید نظریه ای خاص به خدمت گرفته می شود. اما تبیین های رقیب در این تکنیک به نحوی مشابه با رویکرد آماری در قالب متغیرهای علّی عملیاتی می شوند. با این حال، در تحلیل های آماری متغیرها در این تکنیک ارتقاء می یابد. ترکیب های مختلف عوامل علّی وضعیت های مختلف را تعریف می کنند. متغیرهای منتسب به نظریه ای خاص ممکن است در برخی موقعیت ها مهم باشند و شاید در وضعیتی دیگر مهم نباشند. همین ویژگی سبب می شود مبنایی برای ارزیابی تبیین های رقیب و پیشرفت نظریه را فراهم نماید. عموماً محصول نهایی تحلیل بولی گزاره ای درباره محدودیت های متغیرهای علّی منتسب به نظریه های مختلف است، نه انکه نظریات به صورتی میکانیکی پذیرفته یا رد شوند.

 ویژگی های دهگانه ای جبر بولی توسط ریگین که ارائه شده به شرح ذیل است.

< >استفاده از داده های دو شقی   در جبر بولی هر متغیر به دو صورت دو ارزشی " وجود / عدم وجود یا حضور / غیاب" مدنظر قرار می گیرد. بر این اساس در یک تحلیل بولی از یافته های تحقیقات اجتماعی، کلیه متغیرها، اعم از مستقل و وابسته، باید در سطح سنجش اسمی دو مقوله ای ( وجود / عدم وجود با کدهای یک و صفر) باشند. برای مثال متغیر انقلاب به صورت وجود ( بروز انقلاب) یا عدم وجود ( عدم بروز انقلاب) معرفی می شود.بنابراین همه متغیرها ( اعم از مستقل و وابسته) در این روش به صورت صفر و یک معرفی می شود. بدیهی است، در این روش کلیه متغیرها در سطح سنجش اسمی یا مقوله ای ( با دو مقوله وجود و عدم وجود یا یک و صفر) هستند. اگر بخواهیم از متغیرهای فاصله ای استفاده کنیم، هرمتغیر را باید یک متغیر اسمی چند مقوله ای تبدیل کنیم و سپس به هر مقوله صفر و یا یک دهیم.

 

< >استفاده از جدول ارزش برای نمایش داده ها    برای استفاده از این تکنیک به عنوان تکنیکی از مقایسه کیفی، ضروری است که ماتریس یافته های خام را مطلق با یک جدول ارزش بازسازی نماییم. در این جدول، بر خلاف ماتریس یافته های خام، هر سطر جدول اختصاص به اطلاعات مربوط به یک مورد ندارد؛ بلکه هر سطر حاکی از ترکیبی از شروط علّی یا متغیرهای مستقل است. از این رو، تعداد سطرهای جدول ارزش برای هر تعداد از موارد بر اساس فرمول n2 (n= تعداد متغیرهای مستقل) محاسبه می شوند. مثلاً با  5 شرط علّی یا متغیر مستقل دوشقی، جدول ارزشی با 25 سطر خواهیم داشت که هر سطر ممکن است شامل چندین مورد باشد. به طور مثال جدول زیر به صورت فرضی صحت سرنگونی رژیم سیاسی را بیان می کند.

 

جدول 6. جدول فرضی صحت برای سرنگونی رژیم سیاسی

شرایط / علل ( متغیر وابسته)

پیامد / متغیر وابسته سرنگونی رژیم

تعداد موارد

تضاد افسران(A)

مرگ دیکتاتور(B)

نارضایتی سیاسی(C)

0

0

0

0

9

1

0

0

1

2

0

1

0

1

3

1

1

0

1

1

0

0

1

1

2

1

0

1

1

1

0

1

1

1

1

1

1

1

1

3

 

A= تضاد بین افسران نظلمی و قدیمی و جوان تر.B= مرگ  یک دیکتاتور  قدرتمند.C= نارضایتی سازمان سیا از رژیم گذشته.

 3-  جمع متغیرها

    در این معادله علامت جمع با جمع در معنای ریاضی فرق می کند. در این معادله این علامت در معنای منطقی (یا) به کار می رود، اگر در معادله ای به شکل Z= B+A داشته باشیم، در آن 1=A و 1=B باشد، در آن صورت 1=Z خواهد بود. به عبارت دیگر،1=1+1 می شود. دلیل آن هم این است که عمل جبر در جبر بولی معادل با علمگر (یا )به کار می رود. بر این اساس معادله زیر را می توان در صورت حضور تمام عوامل برای سرنگونی رژیم در جدول بالا این گونه  معادله ای بیان کرد.    A+B+C=Fواین همان مفهوم مورد نظر ریگین است که در جهان واقعی، ترکیبات علّی مختلفی می توانند معلول وحدای را بوجود آورد. بنابراین A (یا) B (یا) C هر یک به صورت انفرادی می توانند F را ایجاد نمایند، یا هر یک از این شروط هر کدام یک شرط کافی برای به وجود آوردن F یا همان سرنگونی رژیم محسوب می گردد. بنابراین قرار داد نوشتن هر یک از این شروط در این معادله بر این اساس که اگر  با حرف بزر گ نوشته شود به معنای حضور یا همان کد 1 می باشد؛ در حالی که حروف کوچک به معنای عدم حضور یا همان کد صفر را خواهد داشت. برای مثالدر معادله F=A+b+c به این معنا است که در ایجاد پیامد سرنگونی رژیم سیاسی تنها متغیر A ( تضاد بین افسران نظامی قدیمی تر و جوان تر) حاضر است و بقیه علل غایب هستند.

4-ضرب متغیرها

    ضرب بولی نیز اساساً با عمل ضرب معمولی فرق می کند. « در تحقیقات مورد محور، فرض براین است که یک معلول، ترکیبی خاص از شروط علّی است. ترکیب شروط علّی را در جبر بولی با علامت ضربدر نشان می دهند. شایان ذکر است در معادله نویسی بولی، حضور شرط علّی را با حرف بزرگ مثلاً (A) و غیاب آن را با حرف کوچک مثلاً (B) می نویسد. به عنوان مثال با فرض 3 عمل یا شرط علّی، هفت ترکیب علّی به صورت معادله بولی  زیر خواهیم داشت.

F= Abc+aBc+abC+Abc+AbC+aBC+ABC

    هر یک از این هفت ترکیب که با علامت + به یکدیگر پیوند یافته و یک معادله بولی را تشکیل داده اند، ترکیبی خاص از شرط علّی برای به وجود آوردن F را نشان می دهند. یعنی، F می تواند توسط هفت ترکیب علّی متفاوت، به نحوی که در معادله آمده است، به وجود آید. پس، علامت ضرب در جبر بولی نیز معنای منطقی دارد و به معنای "و" است. به عبارت دیگر در ترکیب علّی Abc بدین معنا است که حضور شرط علّیA وقتی است که با غیاب دو شرط علّی دیگر، یعنی B وC ترکیب شده باشد. » ( طالبان،1388: 461)

5-منطق ترکیب

    این اصل بر این امر استوار است که علل در ترکیب با هم و به صورت یک کل عمل می کنند. پس معنای عبارت Abc این نیست که فقط A به ایجاد F منجربه می شود. بلکه این معنا را می دهد که A در شرایطی که b و c نیستند به تولید F منجربه می شود. بنابراین، در مقایسه کیفی بر اساس جبر بولی، علل منفک از علل دیگر در نظر گرفته نمی شود، بلکه همیشه درون یک زمینه  از حضور و غیاب سایر شرایط از نظر علّی مرتبط، مد نظر قرار می گیرند.

6-کاهش ترکیب ها

 با سه متغیر می توان هفت ترکیب را که در آن برخی از ترکیبات صفر هستند. بدست آورد. اگر تعداد متغیرها افزایش یابد، تعداد ترکیبات بیشتر خواهد شد. با 5 متغیر ترکیبات ممکن 32 و کار مقایسه دشوارتر خواهد شد. اما در این تکنیک راهی برای به حداقل رساندن ترکیبات به صورت معنادار از طریق ادغام آن ها صورت می گیرد. برای مثال، در معادله بالا دو عبارت Abc و ABc  که هر دو F را به وجود اورده اند فقط در شرط علّی B از یکدیگر متفاوت هستند. و بقیه عناصر این دو ترکیب، یکی است. بنابراین، بر اساس قاعده مذکور می توان دو عبارت مزبور را به یک عبارت ساده تر Ac تقلیل داد؛ چون Ac عنصر مشترک در دو عبارت بوده است. در حقیقت، علّت B برای معلول F  نامربوط است، چون، هم در حضورش (ABc) و هم در غیابش (Abc) پیامدِ F  رخ داده است. « منطق این نوع کاهش مشابه با  طرح آزمایشی است: فقط یک شرط علّی(B) تغییر می کند؛ ولی، در معلول یا پیامد (F) هیچ تفاوتی ایجاد نمی شود. بر اساس منطق طرح آزمایشی، نتیجه گرفته می شود که B ارتباطی با F ندارد. از این رو فرایند کاهش بولی، شبیه منطق طرح آزمایشی به نظر می رسد.» ( ریگین،1388: 139) به عنوان مثال هفت ترکیب بالا را می توان به شیوه زیر به ترکیب های معناداری کاهش داد.

1-ترکیب Abc با ABc می دهد. Ac/ 5- ترکیب abC با aBC می دهد. aC

2-ترکیب AbCبا  Abc می دهد. Ab /6-ترکیب ABc با ABC می دهد AB

3-ترکیب aBc با aBC می دهد. aB /7- ترکیبAbC با ABC می دهد AC

4-ترکیب abC با AbC می دهد. bC/ 8- ترکیبaBC  با ABC می دهد BC

 « در عمل تقلیل هدف آن است که عامل ( علل لازم و کافی) را از خنثی ( علل لازم و نه کافی) بازشناسیم. برای مثال در ترکیب ABc با ABC که می دهد .AB C شرط لازم است و نه کافی. زیرا در سرنگونی برخی از رژیم ها ( ترکیب ABC) حضور داشته است، اما در سرنگونی برخی از رژیم ها (ABc) حضور نداشته است. پس C شرط لازم است و نه کافی..» ( کوثری،1386: 153) بنابراین می توان از ترکیبات بالا به این معادله رسید

F=AB+AC+BC

به این ترتیب کاهش بولی، همانند طرح آزمایشی، به دنبال یافتن جفت های کلی ترکیبی است که تفاوت شان فقط در یک علّت است. باز هم می توان به این تقلیل عبارات دو جمله ای ادامه داد. در این مرحله شروط علّی دو جمله ای بدست آمده از ترکیبات بالا به شروط تک جمله ای کاهش می یابد.

1- ترکیب Ab با AB می دهد A / 2- ترکیب Ac با AC می دهد A /  3-ترکیب aB با  AB می دهد B

4- ترکیب Bc با BC می دهد B / 5- ترکیب aC با AC می دهد C / 6- ترکیب bC با BC می دهد C

 در نهایت معادله هفت جمله ای  اولیه به صورت معادله بولی تک جمله ای زیر در می آید.

F=A+B+C

  معنای این معادله آن هم آن است که اگر هر کدام از عوامل به تنهایی یا همراه با دیگر عوامل وجود داشته باشد، واقعه تاریخی (سرنگونی رژیم) حاصل می شود. این موضوع به خوبی از  در جدو.ل بیان شده در سطور قبل کاملا مشخص است. اگر به جدول سرنگونی رژیم در سطرهای قبل امده توجه کنید به این موارد می رسید که یک عامل هم اگر حضور داشته باشد باعث سرنگونی رژیم خواهد شد.، معنای این سخن در مطالعات  مقایسه ای این می شود که اولاً هریک از سه عامل می توانند به عنوان شرط لازم و کافی سبب سرنگونی رژیم ها شوند. و ثانیاً این عوامل در ترکیب با هم همان اثر را خواهند داشت.

7-استلزام و استفاده از استلزام اصلی

    از دیگر مفاهیم مهم این تکنیک می باشند. منظور از استلزام اصلی این است « چنانچه یک عبارت بولی، استلزام بر عبارت دیگر را داشته باشد.، عضویت دومی، زیر مجموعه ای از عضویت اولی است. به عبارت دیگر هنگامی می توان گفت که یک عبارت مستلزم عبارت دیگر است که عبارت دوم ریر مجموعه عبارت اول باشد. برای مثال A مستلزم Abc است؛ زیرا همه اعضای Abc  را در بر می گیرد. ( یعنی،Abc زیر مجموعه ای از A است.) استلزام فراهم آورندة ابزاری مهم برای تقلیل تعدا ترکیبات اولیه است. جدول ارزش فرضی زیرا در نظر بگیرید که داده های مربوط به سه شرط علّی ( یکی بازار پر رونق برای محصولاتی که اعتصاب کنندگان تولید می کنند (A) ترس از همدلی و  پیوستن کارگران صنایع مربوط به اعتصاب کنندگان (B) و وجود صندوق بااندوخته زیاد برای اعتصاب (C) را که حدس زده شده است بر موفقیت اعتصابات کارگری (S) مؤثرند. نمایش می دهد.

جدول 7- جدول ارزش فرضی با سه شرط علّی

شرایط / علل ( متغیر وابسته)

پیامد

تعداد یا فراوانی

A

B

C

S

1

0

1

1

6

0

1

0

1

5

1

1

0

1

2

1

1

1

1

3

1

0

0

0

9

0

0

1

0

6

0

1

1

0

3

0

0

0

0

4

 

 بر اساس  داده های مندرج در جدول فوق الذکر، معادله بولی S ( اعتصابات موفق) به شرح زیر تدوین می شود:

S=AbC+aBc+Abc+ABC

    حال بر اساس قاعده کاهش چهار ترکیب سه جمله ای مزبور را می توان به یک معادله بولی با 3 ترکیب دو جمله ای تقلیل داد:

ترکیب ABC با Abc می دهد AC

ترکیب ABC با ABc می دهد AB

ترکیب ABc با aBc می دهد Bc

 در نتیجه:

S=AC+AB+Bc

     معادله بولی که از قاعده ساده کاهش سابق الذکر- یعنی از طریق ترکیب سطور جدول ارزشی  که واجد ارزش پیامدی یکسانی بوده؛ ولی،  در یک علّت، متفاوت بوده اند- بدست آمده، استلزام اصلی نامیده می شود. در عین حال لازم به ذکر است که همواره هر استلزام اصلی بر عبارت استلزامی مختلفی در جدول ارزش دلالت می نماید. برای  مثال در معادله کاهش فوق الذکر استلزام اصلی AB شامل دو عبارت بولی اولیه ABC و ABc موجود در جدول ارزش مزبور بود و این دو عبارت نیز، به ترتیب ، شامل AC و AB، به صورت منطقی ، حشو و زاید به نظر می رسد و لذا، یک استلزام اصلی ضروری به شمار نمی رود. برای تعیین این که کدام یک از استلزامات از حیث منطقی، ضروری و مدام حشو و زاید است، یک طرح و تدبیر کاهش مورد استفاده قرار می گیرد که به عنوان نگاره استلزام اصلی شناخته شده است. بنابراین کاهش یا تقلیل گرایی از طریق نگاره استلزام اصلی دومین مرحله فرایند تقلیل گرایی بولی است. هدف مرحلة دوم فرایند تقیلی، تحت پوشش قرار دادن حتی الامکان عبارات استلزام بولی از طریق کمترین تعداد منطقی استلزامات اصلی است. در حقیقت ننگاره استلزام اصلی، پیوند میان استلزامات اصلی و عبارات اولیه را نمودار می سازد. مثلاً نگاره استلزام اصلی زیر، پیوندهای موجود در داده های مربوط به مثال اعتصابات را نشان می دهد.

 

جدول 8- نگاره استلزام اصلی اعتصابات

 

عبارات یا جملات اولیه

ABC

AbC

ABc

aBc

استلزامات اصلی

AC

AB

Bc

*

*

 

 

*

 

*

 

 

 

*

*

 

    یک وارسی ساده نشان  می دهد که کمترین استلزامات اصلی مورد نیاز برای تحت پوشش قرار دادن کلیة عبارات یا جملات اصلی اولیه،2 مورد است. استلزامات اصلی AC و Bc کلیة چهار عبارت بولی اولیه را زیر پوشش خود می برند. بدین نحو تحلیل نگارة استلزام اصلی منجربه کاهش نهایی عبارات بولی می شود. این معادله نهایی بولی فقط در بردارنده استلزامات اصلی منطقاً ضروری است.

S=AC+Bc

    از مفاد این معادله به طور ساده این معنا مستفاد می شود که اعتصابات موفقیت آمیز هنگامی رخ می دهند که یک بازار پر رونق برای محصولاتی که اعتصاب کنندگان تولید می کنند و صندوق با اندوختة زیاد برای اعتصاب، وجود داشته باشد (AC)؛ یا هنگامی که ترس از پیوستن کارگران صنایع  ذیربط به اعتصاب کنندگان با اندوختة کم صندوقِ اعتصاب ترکیب شده باشد. ( Bc) » ( طالبان،1388: 467-464)

8-  استفاده از قانون دمورگان

    در این تکنیک راه میان بری برای رسیدن به استلزام اصلی وجود دارد. یعنی به جای کاهش ترکیبات علّی به روش بالا، می توان از این قانون استفاده نمود. در این قانون دو قاعده اجرا می گردد.« نخست، در این روش معادله را به صورت منفی ( برای مثال عدم بروز انقلاب) می نویسیم و در ان علل حاضر را غایب می کنیم و علل غایب را حاضر (A را به a و به b را به B تبدیل می کنیم). دوم علامت منطقی OR (+( به AND(*) ( علامت جمع به ضرب تبدیل می شود) تغییر می دهیم.  مثال شکست انقلاب ها با استفاده از قانون دو مورگان می توان معادله جان فوران را به صورت زیر نوشت:

F=A+b+c+D+e(شکست انقلاب)

 F=aBCdE( عدم شکست/ پیروزی انقلاب)

    معنای این عبارت این است که انقلاب هایی پیروز شده اند که در آن ها علاوه بر عوامل دیگر، توسعه اقتصادی وابسته (و) رکود اقتصادی وجود داشته باشد. این دقیقاً همان معادله ای است که فوران برای انقلاب های پیروز، از جمله انقلاب 1357 ایران می نویسد:F=ABCDE ( انقلاب های پیروز و استحکام یافته)  » ( کوثری،1386: 155)

9-  علل لازم و کافی

    از دیگر جنبه های این  تکنیک در ارتباط با نتایج کاهش و تقلیل عبارات  بحث علل لازم . کافی در علوم اجتماعی است. با توجه به تقاطع حالات حضور و غیاب در جدول اعتصابات که در سطور بالا بیان کردیم چهار نوع علّت خواهیم داشت. که می توان آن ها را به شرح ذیل نوشت.

S=AC+BC ( یعنی C علّت لازم و غیر کافیS است.)

S=AC ( یعنی هم A  و هم Cعلّت لازم و غیر کافی S هستند.)

S=A+Bc ( یعنی A علّت کافی و غیر لزم S است.)

S=B ( یعنی B علّت لازم و کافی S است)

S=AC+Bc ( یعنی هیچ علّتی به تنهایی علّت لازم یا علّت کافی S نیست)

    این معادله گرچه خیلی ساده است، ولی آشکارا، سازگاری بالای رویکرد بولی را با مفاهیم و  واژگان علّت لازم و کافی نشان می دهند. این خصیصه، ارش جبر بولی را به عنوان یک ابزاری برای تحلیل تطبیقی کیفی یا تحقیق تطبیقی- تاریخی بالا می برد. « جبر بولی کاملاً با ایده شروط لازم و کافی، سازگار و هماهنگ است و نتایج تحلیل بولی را می توان بسادگی بر حسب  اصطلاحات شرط لازم و شرط کافی تفسیر نمود. همچنین جبر بولی برای تحلیل ترکیب هایی از متغیرهای که برای وقوع یک پیامد یا معلول، شرط کافی هستند، مناسبت و کارایی وِژهای دارد. در حقیقت به دلیل آنکه ترکیب های متفاوت متعددی از عوامل می توانند هر یک به تنهایی علّت کافی باشند، این رویه می تواند چندین مسیر علّی را که منجربه یک معلول واحد می شوند، نشان دهد.» (ریگین،1388: 146)

 10- فاکتورگیری در معادلات بولی

 در این معادلات می توان از عوامل مشترک فاکتور گرفت تا معادلاتی ساده تر بدست آورد. برای مثال  معادله زیر را در نظر گیرید.

F=AB+AC+AD

 این معادله را می توان با فاکتور گرفتن A به صورت زیر نوشت:

F=A(B+C+D)

    فاکتورگیری نه تنها برای نشان دادن این که کدام شرایط لازم هستند مفید است، بلکه مشخص ساختن شرایطی که از نظر علّی معادل هستند، نیز به کار می آید. در معادله با لا، B و CوD  از نظر علّی معادل هستند و در ترکیب  با A یک  نتیجه یا معلول را به وجود می آورند (F). فاکتورگیری را برای روشن ساختن یک معادله نیز می توان به کار گرفت، هرچند که فاکتورگیری را برای روشن ساختن یک معادله را ساده نکند. برای مثال، محققی ممکن است به معادله زیر بدست آید.

F=abc+AbC+abd+E

   تئوری مورد نظر محقق می گوید که A در زمینه های اجتماعی تاریخی مختلف آثار مختلفی دارد. در یک زمینه تاریخی حضور آن (A) و در زمینه تاریخی دیگر غیبت آن (a) مؤثر است. برای نشان دادن این موضوع می توان طوری فاکتورگیری کرد که شرط / علّت A را هنگام حضور یا غیبتش برجسته کند:

F=a(bc+bd+E)+A(bc+E)

    این معادله نشان می دهد که در زمینه تاریخی اول غیبت عامل (a) به ایجاد نتیجه منجر می شود و در معادله دوم حضور آن (A). توجه کنید که در این معادله E در هر دو مجموعه تکرار می شود. در واقع این کاربرد با کاربرد اول فرق می کند و هدف آن روشن ساختن نقش عامل A بر اساس معیارهای نظری است. از این رو می توان فاکتورگیری را "فاکتور گیری نظری" گفت؛ که از نوع اول فاکتورگیری متمایز نمائیم.

    در مجموع با توجه به این اصول دهگانه این تکنیک همراه با مثال های بیان شده تلاش شد تا ضمن تشریح منطق و ویژگی های اصلی جبربولی به عنوان روش شناسی ضمنی و تلویحی تحقیقات تطبیقی- تاریخی کاربرد آن را در علوم اجتماعی بر اساس تکنیک تحلیل تطبیق کیفی نیز نشان داده شود. «در واقع رویکرد بولی جهت گیری کل گرایانه نسبت به موارد دارد زیرا آن ها در قالب ترکیب های مقادیر می بیند و موارد را با ترکیب های مختلف در قالبی کل گرایی شناسایی الگوهای علّیت ترکیبی چندگانه بدل می سازد.» ( ریگین،1388: 147) این رویکرد همچنین  دارای جهت گیری استقرایی قوی است، که آن را در بحث رویکرد مورد محور بیان نموده و این تکنیک شبیه سازی این جهت گیری و رویکرد مطرح شده می باشد. زیرا از پایین به بالا حرکت می کند و پیچیدگی را به صورت کاملاً روش مند و گام به گام ساده سازی می کند. این رویکرد در آغاز تمایل به پیچیدگی دارد- هر ترکیب منطقی ممکن از مقادیر آزموده می شود- و این پیچیدگی را از طریق تقابل های شبه آزمایشی روال هایی که تقریباً به منطق مقایسه مطلوب علوم اجتماعی شباهت دارند- ساده می کند. در نهایت این رویکرد به شدت با نظام مفهومی علّیت لازم و کافی سازگار است- خاصیتی که ارزش رویکرد بولی برای ارزیابی محدودیت ها تعمیم های علوم اجتماعی را افزایش می دهد.

کاربرد تکنیک جبر بولی

< > پژوهشي درباره ملت سازي در اروپاي غربي توسط روكان به صورت تحليل مجدد با استفاده از اين جبر انجام يافته.وي از يكرود شاكله مانند براي دستيابي به شباهت هاي ملت هاي اروپاي غربي بهره برده است. وي در اين تحقيق به رشد دموكراسي توده اي و ظهور شكاف هاي ساختاري گوناگون در جامعه غربي  اشاره مي كند. مطالعه تطبيقي بسيج سياسي قومي كه با تاكيد بر ديدگاه توسعه اي، ديدگاه واكنش قومي، ديدگاه رقابت قومي در ميان اقليت هاي قومي سرزميني اروپاي غربي مي كند. در اين تحقيق از تكنيك بولي جهت دستيابي به عليت تركيبي چندگانه، ارزيابي و بنا نهادن بنيادي براي بررسي تاريخي موارد يا دسته اي از موارد شده است. به نوعي اين تحقيق در حوزه مطالعات تطبيقي خرده ملت ها است.  اين تكنيك در مطالعه خصايص سازماني دادگاه هاي نوجوانان ايالات متحده بكار برده شده است. اين مطالعه بيشتر به محدوديت هاي تنوع اشكال سازماني موجود در دادگاه هاي نوجوانان ايالات متحده پرداخته است. در اين تحقيق از اين تكنيك براي ساختن سنخ شناسي هاي تجربي استفاده شده است. اين تكنيك توسط دكتر طالبان در تحليل تطبيقي انقلاب توسط جان فوران انجام شده به كار رفته است. وي 5 عامل ( ساختار اجتماعي- دولت- فرهنگ سياسي- عوامل تركيبي- پيامدها) را در انقلاب (زئير- ايران- مصر- كوبا- عراق- پرو- مكزيك- چين- الجزاير) بررسي كرده است.طالبان در مقاله تحليل بولي از اثر محروميت نسبي بر خشونت سياسي ( مطالعه تطبيقي كشورهاي مسلمان خاورميانه) با توجه به اينكه واحد تحليل كشور مي باشد با تاكيد بر رويكرد نظري محروميت نسبي نتايج به دو الگوي متفاوت از اين محروميت نسبي كه موجب خشونت سياسي شده دست يافته است. نتیجه گیری

 

 تحلیل تطبیقی در پژوهش های علوم اجتماعی تطبیقی نقش جایگاه محوری دارد و این روش یکی از قدیمی ترین روش های موجود در مطالعات علوم اجتماعی است. از طریق بکار گیری این روش به دنبال فهم تشابهات و تفاوت هایی پدیده های اجتماعی در فرهنگ ها و ملت های همگرا و واگرا می باشیم، تا از طریق مقایسه پدیده های مشترک بین جوامع تطبیق و مقایسه را برای شناخت عمیق رفتارها و عملکردهای اجتماعی  انسان در سرتاسر جهان شناسایی نمائیم.

 هدف از این این تحقیق شناخت تفاوت ها در نظام های اجتماعی و وقایع اجتماعی  و بررسی، تبیین و تفسیر این تفاوت ها و تشابهات از پدیده های اجتماعی مورد مشاهده شده در درون این سیستم ها می باشد. پیروان این روش بر این عقیده هستند که تمام روش های علوم اجتماعی به نوعی تطبیقی یا مقایسه ای است. این روش را باید نوعی مطالعه تطبیقی نظامند تلقی کرد که توجه به واحدهای کلان اجتماعی در سطح تحلیل ملت ها، جوامع، فرهنگ ها و کشورها  در قالب بررسی های مورد محور و متغیر محور می کند.

هدف اصلی از  مطالعه رویکرد متغیر محور این است که به روابط تعمیم یافته بین متغیرها بپگردازد، در حالی که رویکرد مورد محور در پی تشریح  و فهم واحدهای پیچیده است.  با توجه به این نوع رویکردهای مطالعه ای در این دسته از تحقیقات علوم اجتماعی، روش تطبیقی با رویکرد نسبی گرایی افراطی و جبرگرایی رادیکال سازگاری ندارد. برخی از پژوهشگران بر این عقیده اند که مقایسه های مورد محور در قیاس با بررسی های متغیر محور منطق پژوهشی متفاوتی را دنبال می نماید. و گروهی نیز این تفاوت را نپذیرفته و قائل به جود پژوهشی یکسان بین این دو نوع بررسی هستند.

 محققان این تحقیقات در تلاش هستند که به تبیین پدیده ها از طریق کنترل نظامند پارامترها و متغیرهای مورد مطالعه بپردازد و از منطق روش های آماری بهره گیرد لیکن آن ها مواجه با معمای متغیرهای زیاد و نمونه کم اند. فقدان تعداد نمونه کافی به کارگیری بیشتر آزمون هایی اماری چون همبستگی های جزئی را با مشکل مواجه می کند. مطالعات تطبیقی موردی نیز با مسئله، استنباط های فراوان براساس مشاهدات ناکافی یا استنباط هایی فراتر از دلالت های مشاهده – شده یا مشکل N کوچک شناخته می شوند.

 این عقیده در این روش مطرح است که منطق تطبیقی برای تمام تحقیقات اجتماعی تجربی وجود دارد، انعکاس این ایده است که کل تحقیق تجربی اجتماعی مواجه با مسائل یکسان و همانند است، چیزی که طرفداران استدلال علّی  در تحقیقات کمی بدان عقیده دارند. در طرح پژوهش متغیر محومر، تعداد پایین و کم نمونه های وقتی می تواند به کار گرفته شود که متغیرهای تبیینی هم کمترین تعداد را داشته باشند، هر چند مسئله درجه ازادی طرح پژوهش را از حالت جبرگرایانه خارجی می کند.

 محدودیت های روش جان استوارت میل در مواجه با علّت های چندگانه و تعامل بین متغیرها و پیچیدگی جهان اجتماعی، خطای اندازه گیری، توجه به تحلیل های احتمال گرایانه و تحلیل مسیر وابسته در مقابل علّت ثابت بر این ایده تأکید دارد که مجموعه و سلسله ای از علل در کنار یکدیگر باعث ایجاد  وقایع شده اند. بنابراین محقق باید به دنبال در سلسله زنجیره عملی باشد.

 باتوجه به این مباحث منطق این دسته از  تحقیقات را می توان از طریق مقایسه با پژوهش های مرسوم علوم اجتماعی فهم کرد، این تحقیق در ورای پژوهش کمی و کیفی قرار دارد. از رویکردهای گوناگون بهره می برد، دارای ماهیت توصیفی، تبیینی و تحلیلی است و در تلاش برای جستجوی تشابهات و افتراق ها یا جهت گیری روش شناختی قیاسی و استقرایی است که در عمل خود را با پژوهش های متغیر محور و مورد محور نشان دهد. روش تطبیقی به همان میزان که نیازمند دانش تکنیکی به لحاظ روش شناختی است، نیازمند دانش نظری است. به عبارت دیگر، این تحقیق هم متضمن فهم و تبیین نظری و هم درک مشاهدهای است. محقق باید موارد بررسی خود را به درستی بشناسد. دو استراتژی پژوهش عملی در مطالعات تطبیقی اند. هر چند که تعریف ترین طرح های شبیه ترین و متفاوت ترین نظام ها برای دستیابی به نتایج تعمیم پذیر و در جستجوی همبستگی های پایدار به لحاظ تارخی است و از طرح شبیه ترین نظام ها غالباً برای تایید فرضیات استفاده می شود که در یک کشور معین مطرح است.

وجود تکنیک جبر بولی در مطالعه روش تطبیقی ضمن اینکه بیانگر روش شناسی ضمنی و تلویحی تحقیقات تطبیق کیفی بوده، با استفاده از این تکنیک می توان به ترکیب های متفاوت از تبیین کننده ها به مثابه  علل یک نتیجه ( معلول) واحد  رسید. به نظر ریگین  ضرورت به کار گیری این تکنیک آن است که وقایع اجتماعی به ویژه پدیده های پهن دامنه و کلان را عموماً توسط ترکیب علّی یا علیت چندگانه و متلاقی در حال تکوین می باشد. بدین معنا که پیامدی یکسان یا معلولی واحد توسط ترکیب های متفاوتی از علل به وجود می آید. ریگین این تکنیک را تحلیل کیفی تطبیقی نامید که مبتنی بر جبر بولی یا بسط بولی منطق مقایسه اسمی جان استورات میل، یعنی روش های توافق و تفاوت غیر مستقیم است. این تکنیک بر خلاف روش های میل، امکان تحلیل علیت چندگانه و اثرات تعاملی متغیرها را می دهد.

بعد از خواندن مطالب بالا خواندن مطالب زیر به شما توصیه اکید می شود:

محسن مرادی

بعد از خواندن این مقاله، خواندن مقالات زیر به شما توصیه می شود

  1. پاورپوینت تحقیق کیفی​
  2. مقایسه تحقیقات کیفی و کمی
  3. طرح تحقیق آمیخته بهم تنیده​
  4. طرح تحقیق آمیخته تشریحی
  5. طرح تحقیق آمیخته اکتشافی​
  6. کدگذاری داده‌ها در نظریه‌پردازی داده‌بنیاد (Grounded Theory)

منابع

 اسکاچپول، تدا. (1388). بینش و روش در جامعه شناسی تاریخی. ترجمه  هاشم آقاجری، چاپ  اول، تهران: نشر مرکز.

 ببی، ارل،(1381). روش های تحقیق در علوم اجتماعی. ترجمه رضا فاضل، چاپ اول، تهران: نشر سمت.

 بیتس، دانیل، پلاگ، فرد. (1385) . انسان شناسی فرهنگی. ترجمه محسن ثلاثی، چاپ سوم، تهران: انتشارات علمی.

 خوانساری، محمد. (1376). فرهنگ اصطلاحات منطقی. چاپ دوم، تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

دورکیم، امیل.( 1387). قواعد روش  جامعه شناسی. ترجمه علیمحمد کاردان، چاپ هشتم، تهران: دانشگاه تهران.

 ریگین، چارلز. (1388). روش تطبیقی ( فراسوی راهبردهای کمی و کیفی) .ترجمه محمد فاضلی، چاپ اول، تهران: نشر آگه

ساروخانی، باقر. (1377). روش های تحقیق در علوم اجتماعی ( مجلد دوم بینش ها و فنون)، چاپ اول، تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

ساعی، علی. (1386). روش تحقیق در علوم اجتماعی ( با رهیافت عقلانیت انتقادی)، چاپ اول، تهران: نشر سمت.

 سید امامی،کاووس. (1386). پژوهش در علوم سیاسی.  چاپ اول ،تهران:  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی دانشگاه امام صادق (ع)

 صادقی شهپر، علی. (1387). روش شناسی عرفان تطبیقی .  نیمسال  نامه تخصصی پژوهشنامه ادیان، سال دوم، شماره 4، دوره پاییز و زمستان. 

 طالبان محمد رضا. (1388). روش شناسی مطالعات انقلاب با تأکید بر انقلاب اسلامی ایران. چاپ اول، تهران: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.

ــــــ،ــــــــــ.(1389). تحلیلی بولی از اثر محرومیت نسبی بر خشونت سیاسی( مطالعه تطبیقی: کشورهای مسلمان خاورمیانه).مجله جامعه شناسی ایران، دوره یازدهم، شماره4، دوره زمستان. تهران: نشر آگه. 

غفاری، غلامرضا.(1389). منطق پژوهش تطبیقی. مجله جامعه شناسی ایران، تهران: انجمن جامعه شناسی ایران. 

 غفاری، غلامرضا،  عادل ابراهیمی. (1389).جامعه شناسی تغییرات اجتماعی. چاپ هفتم، تهران:  نشر لویه با همکاری نشر آگرا.

فلیک، اووه. (1387). درآمدی بر تحقیق کیفی. ترجمه هادی جلیلی، چاپ اول، تهران: نشر نی.

 فوران، جان.(1382).  نظریه پردازی انقلاب ها. ترجمه فرهنگ ارشاد، چاپ اول، تهران: نشر نی.

 کوثری، مسعود.(1386). تحلیل مقایسه ای کیفی در علوم اجتماعی. نامه علوم اجتماعی، شماره31، دوره پاییز، تهران: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. 

 گلدستون، جک.(1385). مطالعات نظری، تطبیقی و تاریخی در باب انقلاب ها. ترجمه محمد تقی دل افروز، چاپ اول، تهران: نشر کویر.

 لیتل، دانیل. (1372). تبیین در علوم اجتماعی. ترجمه عبدالکریم سروش، چاپ  دوم، تهران: انشارات صراط.

 مکالا، سی بی ین.(1387). بنیادهای  علم تاریخ، چیستی و اعتبار شناخت تاریخی. ترجمه احمد گل محمدی، چاپ اول، تهران: نشر نی.

 نوذری، حسینعلی. (1387). فلسفه تاریخ روش شناسی و تاریخ نگاری. چاپ اول، تهران: نشر طرح نو.

 

Halnon ,Karen Bettez & Carritte ,James(2007)." COMPARATIVE RESEARCH METHODS In The Research Imagination(AN INTRODUCTION TO QUALITATIVE AND QUANTITATIVE METHODS)" CAMBRIDGE UNIVERSITY PRESS.

Mahoney,James (2003)." Comparative- Historical Methodology".Annual Review of Sociology. 30 81- 101.

meleser,Neil.J.(1976) "Comparative Methods in the Social Sciences", Nwe Jersy. Prentice- Hall.

Della Porta, Donatella (2008) "Comparative Analysis: Case-oriented versus variable- oriented research " in Approaches and Methodologyies in the social Sciences A pluralidt Perspectives edited by Donatella Della Porta and Michael, Keatng, Cambridge: Cambridge universeity press.

Smeleser,Neil.J.(2003) "OnCompartive Analysis.Interdiscriplinarity and Internationalization in Sociology". International sociology, 18(4): 643-657

The logic

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید