روایی در تحقیق کیفی

روایی در تحقیق کیفی

با‌ وجود اینکه معیار روایی‌ ریشه‌ در پارادایم اثـبات گـرایی و کـمّی‌ دارد‌ محققان کیفی می‌توانند با تعریف مجدد این معیار بر مبنای هستی شناسی و روش‌ شناسی‌ تـفسیری از آن در جهت‌ ارتقاء‌ باورپذیری‌ و قابل دفاع بودن‌ تحقیق‌ خود بهره بگیرند.

محققان کیفی در رابطه با بحث روایی‌ موضع‌ گـیریهای مـختلفی داشته‌اند، برخی معتقدند که روایی بعنوان یک معیار سنتی کمّی هیچ ارتباطی با تحقیق کیفی ندارد و چون فرضیات شناخت شناسی و هستی شناسی پارادایم‌های کمّی و کیفی متفاوتند لذا باید‌ مفهوم‌ روایی نـیز در تـحقیقات کیفی کـنار گذاشته شود.

البته بیشتر محققان کیفی نگرش متعادل‌تری نسبت به بحث روایی دارند و معتقدند که برخی مـطالعات کیفی بهتر از برخی دیگر هستند‌ و اغلب‌ واژه روایی را برای اشاره به ایـن تـفاوت ذکـر می‌نمایند. این محققان کیفی هنگامی که از روایی تحقیق صحبت می‌کنند معمولاً به واژه‌هایی همچون باورپذیری، قابل دفـاع و امـانت دار بودن‌ اشاره‌ می‌کنند.

بر خلاف تحقیقات کمّی، در میان تحقیقات‌ کیفی‌ هیچ آزمون اسـتانداردی برای روایی وجود ندارد و غالباً ماهیت تحقیق توسط خود محقق تعیین و جرح و تـعدیل می‌شود و حتی ممکن‌ اسـت‌ هـیچ‌ فرضیه اولیه‌ای وجود نداشته باشد. برخی محققان (بویژه محققان کیفی) بیان‌ داشته‌ انـد‌ کـه روایـی صرفاً آزمونی واحد برای فـرآیند تـحقیق بـعنوان یک کل نیست، بلکه می‌توان معیار‌ روایی‌ را‌ با توجه به عقاید محقق بصورت متفاوت برای هر یک از مراحل‌ فرآیند‌، در صورت نـیاز بـکار بـرد (وینتر, ۲۰۰۰, ص ۴).

 با این نگرش، ماکسول انواع مختلفی از روایـی را‌ در‌ ارتـباط بامراحل مختلف تحقیق تعریف کرده‌ است‌. در ادامه این مقاله، نوع شناسی انجام‌ شده‌ توسط‌ ماکسول و برخی استراتژیهای ارتـقاء روایـی تـحقیقات کیفی‌ ارائه‌ می‌گردد.

 

روایی توصیفی(Descriptive‌ Validity‌)

روایی توصیفی به صـحت دادهـ‌ای مـوضوع گزارش شده توسط محقق اشاره می‌نماید (ماکسول, ۱۹۹۲, ص ۲۸۲‌) پرسش‌های کلیدی در روایی توصیفی عبارتند از: آیا رویدادی کـه تـوسط مـحقق گزارش شده است، واقعاً در گروه مورد مطالعه اتفاق افتاده است؟ و آیا محققان دقـیقاً آنـچه را که دیده و شنیده‌اند‌، گزارش‌ کرده‌اند؟ بعبارت دیگر روایی توصیفی به صحت در گزارش اطلاعات توصیفی (مانند توصیف حـوادث، اشـیاء، رفتارها، افراد، مجموعه‌ها، زمان‌ها و مکان‌ها) اشاره دارد. این نوع از رواییبدین جهت مـهم مـی‌باشد که یکی از اهداف عمده در همه تحقیقات کـیفی، تـوصیف اسـت.

استراتژی مؤثر برای کسب روایی توصیفی، تـکثر‌ مـشاهده‌ گران می‌باشد. در روایی توصیفی‌، تکثر‌ مشاهده‌گران به معنی استفاده از چندین مشاهده‌گر برای ثـبت و تـوصیف رفتار مشارکت کننده‌ها و زمینه‌ای کـه در آن قـرار دارند مـی‌باشد. بـهره‌گیری از چـندین مشاهده‌ گر‌ امکان کنترل چندگانه مـشاهدات‌ بـرای‌ اطمینان از توافق مشاهده‌گران در مورد آنچه اتفاق افتاده را بوجود می‌آورد. زمانی که مـشاهدات تـوسط چندین مشاهده‌گر تأیید شود، امکان کـمتری وجود دارد که ناظران خـارجی تـحقیق، صحت مشاهدات‌ گزارش‌ شده را مـورد شـک قرار دهند (جانسون, ۱۹۷۷, ص۲۸۵).

 

روایی تفسیری(Interpretative validity)

محققان کیفی صرفاً به ارائه یک توصیف بهتر از اشـیاء فـیزیکی، حوادث و رفتارها در مجموعه مورد تـحقیق اکـتفا نـمی‌کنند‌ بلکه‌ به مـعانی‌ کـه افراد مورد مطالعه بـه ایـن اشیاء، حوادث و رفتارها می‌دهند نیز توجه می‌کنند (ماکسول, ۱۹۹۲, ص ۲۸۸). در‌ حالیکه روایی توصیفی به صحت در گـزارش کـردن داده‌ها اشاره می‌نماید‌، روایی‌ تفسیری‌ نـیاز بـه ایجاد پنـجره‌ای بـه درون اذهـان افراد مورد مطالعه دارد. روایـی تفسیری به بازنمایی دقیق مفهومی ‌‌که‌ مشارکت کننده به موضوع مورد مطالعه داده است اشاره مـی کـند. بطور مشخص‌ تر‌، روایی‌ تفسیری بـه درجـه‌ای کـه نـگرش، افـکار، احساسات، نیات و تـجربیات مـشارکت کننده بطور دقیق توسط محقق‌ درک و گزارش می‌شود ارتباط دارد.

یک بخش مهم تحقیق کیفی درک جهان درونی‌ مـشارکت کـنندگان اسـت و روایی‌ تفسیری‌ بیانگر درجه دقت در ارائه این جـهان درونـی اسـت. دقـت روایـی تـفسیری نیازمند این است که محقق اذهان و تفکرات مشارکت کنندگان را درک نماید و از نگاه آنها به موضوع بنگرد و آنچه‌ را که آنها احساس می‌کنند، احساس کند و در نهایت بیانی معتبر از این دیـدگاهها ارائه کند.

مهمترین استراتژی برای کسب روایی تفسیری، بازخور مشارکت کننده است. در‌ این‌ استراتژی، محقق تفسیرهای خود را به مشارکت کنندگان ارائه نموده و زمینه های بد درک شده را مشخص و اصلاح می‌کند، بعبارتی آیا افـراد مـورد مطالعه با آنچه محقق در مورد آنها‌ گفته‌ است، موافقند؟ البته این استراتژی بی نقص نیست و در مواردی امکان دارد مشارکت‌کنندگان سعی نمایند که چهره خوبی را از خود ارائه کنند.

استراتژی دیگر، استفاده از برخی تـوصیف کـننده‌ها‌ هنگام‌ نوشتن گزارش تحقیق است، بطوریکه خواننده بتواند زبان، لهجه و معانی خاص مشارکت کنندگان را حس کند. بعنوان مثال، یک نقل قول مستقیم کـه در آن دقـیقاً واژه های بیان‌ شده‌ توسط‌ مـشارکت کـننده در داخل گیومه‌ ذکر‌ گردیده‌، می تواند توصیف کننده مناسبی باشد (جانسون, ۱۹۹۷, ص ۲۸۵).

 

روایی تئوریکی(Theoretical Validity)

سومین نوع روایی در تحقیق کیفی، روایی تئوریک است و به‌ میزان‌ سـازگاری‌ بـین تبیین تئوریکی تحقیق کـیفی بـا داده ها‌ ارتباط‌ دارد. تئوری به مباحث چگونگی و چرایی عمل یک پدیده اشاره می نماید و معمولاً انتزاعی تر از توصیف و تفسیر بوده‌ و تبیینی‌ از‌ پدیده ارائه می‌کند. هر تئوری دو جزء دارد: مفاهیم یا‌ دسته بندی‌هایی کـه تـئوری بکار می‌گیرد، و روابطی که تصور می‌شود میان این مفاهیم وجود دارد. در ارتباط با‌ این‌ دو‌ جنبه تئوری، روایی تئوری نیز دارای دو جنبه می‌باشد: روایی مفاهیم‌ بکار‌ رفته برای پدیده و روایی روابط فرض شـده مـیان مفاهیم (مـاکسول, ۱۹۹۲, ص۲۹۱).

در تحقیق کیفی شکل‌ گیری‌ مفهوم‌ یک بخش اصلی از تحلیل داده‌ها است و در طی جمع‌آوری داده‌ها شروع‌ می‌شود‌، بـنابراین‌ مفهوم سازی روشی است که محقق کیفی، داده‌ها را سازماندهی و درک می‌کند. یـکی از‌ تـفاوتهای‌ عـمده‌ میان تحلیل‌های کمّی و کیفی در این است که محققان کمّی، تحلیل داده‌ها را تا‌ موقعی‌ که همه داده‌ها جـمع‌آوری ‌ ‌و بـصورت اعداد تبدیل نشوند شروع نمی‌کنند، آنها سپس بمنظور‌ مشاهده ‌الگوها و روابط، این اعـداد را دسـتکاری مـی‌نمایند.

محققان کیفی نیز بدنبال‌ یافتن‌ الگوها و روابط می‌باشند اما آنها تحلیل را در حالیکه هنوز در حال جـمع‌ آوری‌ داده‌ها‌ هستند شروع می‌کنند، بگونه‌ای که نتایج تحلیل‌های اولیه مراحل بعدی جـمع‌آوری داده را هدایت می‌کند‌. به‌ عـبارتی دیـگر تئوری و اطلاعات بموازات هم حرکت می‌کنند و مکمل یکدیگرند (فقیهی، ۱۳۷۶‌ صص‌46‌- 39).

 

روایی ارزیابی(Evaluative‌ Validity‌)

تمایز‌ این‌ جنبه‌ از روایی با انواع ذکر‌ شـده‌ در‌ ایـن است که شامل مباحثی در مورد کـاربرد چـارچوبهای اخـلاقی یـا هـنجاری و قضاوت‌هایی در مورد مـوضوع مـی‌باشد (نوریس, ۱۹۹۷, ص ۱۷۵).

 

مطالب کانال و سایت بدون ذکر سایت منبع استفاده نگردد.

پاسخ دهید

Protected with IP Blacklist CloudIP Blacklist Cloud