تفاوت فرضیه های آماری و پژوهشی

تفاوت فرضیه های آماری و پژوهشی

یک فرضیه آماری معمولا گزاره هایی است درباره یک یا چند توزیع جامعه( به ویژه درباره یک یا چند پارامتر) که به وسیله آن می توان کیفیت یا کمیت یک صفت را در جامعه پیش بینی کرد. این گونه فرضیه ها با آنکه معرف یک نوع پیشامد است همواره دو وجه مکمل دارد:

۱-بیان کیفیت صفت مورد آزمایش در شرایط تصادفی(فرضیه نبودن تفاوت یا نبودن ارتباط)

۲-بیان نتیجه آزمایش در شرایط غیرتصادفی(فرضیه تفاوت واقعی متاثر از عوامل مورد پژوهش)

اما فرضیه علمی حدسی است زیرکانه درباره نتیجه پژوهش. معمولا گزاره ای است درباره پدیده ها، روابط میان آنها. فرضیه آماری معمولا از طریق فرضیه علمی به وجود می آید، رشد می کند یا از مفاهیم ضمنی آن مایه می گیرد اما هرگز با آنها یکی نیست.

به طور کلی می توان گفت:

فرضیه آماری رابطه بین متغییرها را بر حسب پارامترهای جامعه بیان می کند.

فرضیه تحقیق در فرض بدیل یا H1 منعکس می شود ولی فرض آماری یا همان فرض صفر در H0 بیان می شود. منطبق استباط آماری بدین صورت است که ما هیچگاه نمی توانیم درست بودن یک فرضیه آماری را اثبات کنیم بلکه فقط می توانیم درستی آن را بر حسب داده های در دسترس رد کرده یا تایید نماییم. در واقع محقق اگر فرض H0 خود را رد کند در واقع فرضیه تحقیق خود را پذیرفته است.

این مباحث در کلاسهای آکادمی تحلیل آماری ایران مورد نقد قرار می گیرد چرا که عمده دانشجویان از کلمه معنادار در فرضیات پروپوزال خود استفاده می کنند در حالی که این کلمه مربوط به فرضیه آماری است نه فرضیه پژوهشی اما چون به صورت غلطی رایج در کارهای پژوهشی ما وجود دارد متاسفانه بسیاری از اساتید نیز بر بودن آن در پروپوزالها تاکید می کنند.

 

پاسخ دهید

Protected with IP Blacklist CloudIP Blacklist Cloud